سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

http://qalamdoon.ParsiBlog.com
این وبلاگ به کمپین *من عاشق محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) * هستم، پیوست 
لینک دوستان

افزایش طلاق، پیامد غفلت از آموزش همسرداری در سال های پایانی مدارس و همسرگزینی در دانشگاه هاست!

 

خلاصه متن: آموزش مسائل همسرداری فقط مسائل جنسی آن نیست که آموزش آن در مقاطع تحصیلی نهم تا دوازدهم باعث ناهنجاری های دیگری شود، تأکید کرد: جدی نگرفتن آموزش صحیح مهارت های همسرداری در مدرسه و غفلت از آموزش « همسرگزینی» در دانشگاه ؛ پیامد های اینچنینی دارد.

 

منیره غلامی توکلی

طلاق


طلاق را یکی از منفورترین حلال های خداوند می نامند و بیش از یک دهه است که این اتفاق نامبارک و به تبع آن پیامدهای ناشی از آن به عنوان یکی از بزرگترین معضل های فردی – خانوادگی و اجتماعی از سوی روانشناسان، جامعه شناسان مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.

نگاه به طلاق و دلایل افزایش آن، نگاهی دو سویه است. بنابر نظر برخی از کارشناسان این حوزه بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی ریشه در طلاق و از هم گسیختگی خانواده دارد، مخصوصا " طلاق عاطفی" که به مراتب آسیب زا تر از طلاق رسمی است. از طرف دیگر برخی از پژوهشگران " طلاق" را تنها یک معضل اجتماعی نمی دانند بلکه آن را از تبعات آسیب های اجتماعی بر می شمارند!

در پیدایش انحرافات اجتماعی و رفتارهای نابهنجار و آسیب زا عوامل متعددی به عنوان عوامل پیدایش و زمینه ساز می تواند مؤثر باشد، در بُعد اجتماعی، مهمترین عوامل را خانواده، طلاق، فقر، فرهنگ، اقتصاد، بی کاری، شغل، رسانه ها، مهاجرت، جمعیت و  ...    است  

در بین عوامل اجتماعی مؤثر بر ایجاد یا تشدید انحرافات و ناهنجاری های اجتماعی "طلاق"  بیشترین نقش را بر دوش می کشد! چرا که این پدیده رو به رشد باعث بروز مشکلات روحی روانی برای تک تک اعضای خانواده می شود که منجر به رفتارهای ضداجتماعی خواهد شد.

این کارشناس مسائل اجتماعی از ضعف عزّت نفس، فقدان اعتماد به نفس، احساس عدم جذابیت، افسردگی شدید، شیدایی و اختلال خلقی به عنوان پیامدهای روحی و روانی طلاق نام برد و گفت: چنین افرادی معمولاً مستعد انجام رفتارهای نسنجیده و انحرافی هستند.

کارشناسان حوزه خانواده " طلاق" را به دو دسته طلاق رسمی و طلاق عاطفی تقسیم می کنند و معتقدند هیچ کدام بر دیگر رحجان ندارد و تبعات هر یک می تواند بسیار خطرناک و در بعضی از مواقع یکسان باشد. اینکه زن و مردی با منت نهادن بر سر فرزندان با بی مهری زیر یک سقف اما بدون تعهد و مهروزی با یکدیگر زندگی می کنند، هیچ مزیتی بر طلاق رسمی نخواهد داشت.

از دیگر مؤلفه های مهم در سوق یافتن نوجوانان و جوانان به سمت و سوی بزهکاری و انحرافات اجتماعی، گسسته شدن پیوندهای عاطفی و روحی میان اعضای خانواده است. هر چند در بسیاری از خانواده ها، پدر و مادر دارای حضور فیزیکی هستند، اما متأسفانه حضور وجودی و معنوی آنان برای فرزندان محسوس نیست. در چنین وضعیتی، فرزندان به حال خود رها شده، ارتباط آنان با افراد مختلف بدون هیچ نظارت، ضابطه و قانون خاصی در خانوده صورت می گیرد. روشن است که چنین وضعیتی زمینه را برای خلأ عاطفی فرزندان فراهم می کند.

در برخی از خانواده ها پدر، مادر و یا هر دو، بنا به دلایلی همچون طلاق و جدایی، مرگ والدین و... نه حضور فیزیکی دارند و نه حضور معنوی. در این گونه خانواده ها که با معضل طلاق و جدایی مواجه هستند، فرزندان پناهگاه اصلی خود را از دست داده، هیچ هدایت کننده ای در جریان زندگی نداشته، در پاره ای از موارد به دلیل نیافتن پناهگاه جدید، در دریای موّاج اجتماع، گرفتار ناملایمات می شوند.

فقر فرهنگی و تربیت نادرست فرزندان از مهم ترین پیامدهای فقدان فیزیکی یا معنوی پدر و مادر در کنار خانواده است که همین امر باعث بروز ناهنجاری های رفتاری و اخلاقی آنها را در سطح جامعه می شود و به طور قطع این فقط فرزندان یک خانه از هم گسیخته نیست که دچار چنین ناهنجاری های رفتاری می شوند بلکه زن و شوهر نیز از این مسئله ایمن نخواهند بود.

بالا رفتن آمار فحشا در ابعاد مختلف و خیانت زن و شوهر به یکدگیر را از آسیب های طلاق – رسمی و عاطفی – دانست که حتی گریبانگیر زن و شوهرهایی می شود که چند صباحی بیشتر از سن زندگی مشترکشان نمی گذرد.

این که چه عواملی در افزایش آمار طلاق در اشکال مختلف خود مؤثر بوده است، محل ابراز نظرهای مختلف از سوی کارشناسان قرار گرفته است. اما می توان گفت که 10 دلیل اصلی وقوع طلاق «دخالت خانواده ها، عدم تحقق شروط ضمن عقد، ترک زندگی توسط یکی از زوجین، اعتیاد، ندادن نفقه و فقر، ضرب و شتم، مشکل روانی و حبس بیش از پنج سال یکی از زوجین و ارتباط ناسالم و فساد اخلاقی » است.

اما به راستی چنین است؟ طبق آمار موجود در ثبت احوال، درصد قابل توجهی از وقوع طلاق ها در کمتر از گذشت یک سال از زندگی مشترک اتفاق می افتد! در تحقیقات صورت گرفته از سوی کارشناسان « نبودن تناسب میان دختر و پسر، تفاوت‌های اعتقادی، رعایت نکردن مسائل شرعی از سوی یکی از زوجین، عدم شناخت کافی از یکدیگر و مشکلات زناشویی» از دلایلی بوده است که زن و مرد را مجبور به پایان دادن به زندگی مشترک کرده اند.

عدم شناخت زن و مرد از یکدیگر و به تناسب آن شناخت درست از وظایف همسری را از مهم ترین دلایل وقوع طلاق در کشور دانست و افزود: « سواد همسرداری » نکته ای است که سالیان است نسبت به آن غفلت شده است.

اینکه تمام بی سوادی زن و مرد در امر همسرداری را بخواهیم در یک کلاس دو ساعته پیش از ازدواج آموزش بدهیم ، نباید بیش از این از زوج های جوان انتظار داشت که بتوانند یک سال شاید کمتر و نهایتا 5 سال زندگی خود را پیش ببرند.

آموزش مسائل همسرداری فقط مسائل جنسی آن نیست که آموزش آن در مقاطع تحصیلی نهم تا دوازدهم باعث ناهنجاری های دیگری شود،جدی نگرفتن آموزش صحیح مهارت های همسرداری در مدرسه و غفلت از آموزش « همسرگزینی» در دانشگاه ؛ پیامد های اینچنینی دارد.


اگر مسوولان واقعا خواستار کاهش آمار طلاق در جامعه هستند باید از دوران مدرسه به ویژه مقطعه دبیرستان مهارت همسرداری و شیوه های صحیح زندگی را به نوجوانان آموزش داده و این روند را در دانشگاه به طور جدی دنبال کنند.


 ادامه دارد ...

 


[ سه شنبه 96/10/19 ] [ 10:19 صبح ] [ منیره غلامی توکلی ] [ نظرات () ]

 

13 دی 96 در تاریخ اانقلاب اسلامی رنگ بصرت و اتحاد به خود گرفت

ایران یک پارچه شور و شعور/دیروز ایرانیان، علیه مشتی اغتشاشگر و اربابان غربی - عربی آنها فریاد بصیرت سردادند

خلاصه متن : ملت ایران اسلامی دیروز به خیابان ها ریختند و با شعارهایی در حمایت از اصل نظام جمهوری اسلامی ایران و رکن رکین آن « ولایت مطلق فقیه» سید علی خامنه ای نشان دادند این سخن امام و پیرفرزانه شان را به یاد دارند و آویزه گوششان کرده اند که « پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد» و چه زیبا زن و مرد ایرانی در هر قومیتی ، هر زبانی و هر نوع پوششی این سخن را به عمل نزدیک کردند و چشم طمع کار دشمنان را کور ..


منیره غلامی توکلی 

می گویند تاریخ تکرار نمی شود اما این یک تکرار غلط  از یک واقعیت است چرا که  تاریخ همواره در حال تکرار است و آن کسی پیروز میدان تاریخ سرنوشت است که از تکرار حوادث و واقعیت های تاریخی تلخ و شیرین عبرت بگیرد.

 

هیچ تجربه و محکی راستگو تر از تجربیات تاریخی و محک سرنوشت بر انساان و چه بسا ملتی نیست. تجریه تاریخی انقلاب اسلامی ما برای دوستان و همراهان ملت ایران سراسر سرافرازی، بصیرت افزایی، اقتدار و امید است و برای دشمنان نظام مقتدر جمهوری اسلامی مملو از شکست، ناامیدی و ذلت است.

 

ملت قهرمان و بصیر و ولایتمدار جمهوری اسلامی ایران از 50 سال پیش تا کنون قدرت رهبری سیاسی و معنوی، رهبران دینی خود را همواره به دشمنان اسلام نشان داده اند و در هر  برهه ای از زمان بزرگترین دسیسه های شیاطین کوچک و بزرگ منطقه و فرامنطقه ای را که با باطل السحری از ایمان و اسلام، عشق به وطن، عشق به ولایت فقیه، نقش بر آب کرده اند.

بعد از قهرمانی ها و دلاورمردی هایی که ملت ایران از پیر و جوان، زن  ومرد در راه دفاع از وطن و ناموس در طول هشت سال دفاع مقدس از خود نشان دادند، فتنه 88 یکی از بزرگترین فتنه های نرم در راستای براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بود که باز با هوشیاری و بصیرت فرزندان همان سربازانی که جبهه های هشت سال دفاع  مقدس را خالی نگذاشتند به شدت دفع و حامیان آن ذلیل و خار شدند.

 

هنوز هشت سالی از این فتنه نگذشته بود که بار دیگر کوه نظران و کوتوله های سیاسی در بخت برگشته خود را در دریایی مواج و سهمگین انقلابی گری ملت ایران به خطا  آزموندند و بار دیگر در 13 دی ماه سال 96 نه تنها نتوانستند از آب گل آلود اعتراضات به حق مردم بر سرگرانی ها و وعده های عمل نشده دولت، ماهی خیانت و فتنه گری صید کنند بلکه در این دریای مواج گم گشته و غرق شدند.

 

دیروز نقشه سرزمین پنهاور ایران ، از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب از کلان شهرها تا روستاهای کوچک، در پرتو نور الهی و اطاعت از رهبری فرزانه انقلاب در دفاع از آرمان های انقلاب اسلامی چون نگینی در انگشتری 80 میلیون ایرانی درخشید. ملت ایران دیروز یک پارچه و متحد علیه افرادی به خیابان ها ریختند و شعار مرگ بر منافق و مرگ بر فتنه گر سردادند که داغ دار شهدای بودند که باردیگر فتنه گری مشتی اراذل و اوباش آنها را به خیل لاله های دیگر مدافع وطن افزوده بود.

 

ملت ایران اسلامی دیروز به خیابان ها ریختند و با شعارهایی در حمایت از اصل نظام جمهوری اسلامی ایران و رکن رکین آن « ولایت مطلق فقیه» سید علی خامنه ای نداشتند که این سخن امام و پیرفرزانه شان را به یاد دارند و آویزه گوششان کرده اند که « پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد» و چه زیبا زن و مرد ایرانی در هر قومیتی ، هر زبانی و هر نوع پوششی که بودند این سخن را به عمل نزدیک کردند و چشم طمع کار دشمنان را کور ..

 

دیروز ملت ایران ، خاک سرزمین خود را تریبونی برای بیان انزجار خود از فتنه و فتنه گران کردند و در پاسخ دندان شکنی به کاسه های داغ تر از آشی چون نیکی هیلی و ترامپ و سایر فضولک های عربی – عبری منطقه دادند البته باشد که بفهمند چرا که خدا دشمنان اسلام را از احمق ها آفریده است!

 

اینکه ملت ایران در شعارهای خود « تا خون در رگ ماست ، خامنه ای رهبر ماست »، « این همه لشکر آمده به عشق رهبری آمده » بر زبان جاری می کنند و بزرگترین خبرگزاری های جهان را مدهوش این همه ولایت پذیری می کنند چه جای ژاژ خواهی های عناصری پوک مغز و دلقک چون حسینی ها و علی نژادهاست! که فراموش کردند عشق به ولایت از حسینه ها و عاشورا سرچشمه می گیرد و همین مردم دست هر فردی را که حتی نگاهی چپ به عاشورا، نماد آن و فرهنگ عاشورای داشته باشد  را قطع و خودش را از هستی ساقط می کنند.

 

امروز روزنامه های اتریشی، آلمانی، روسی و .. بسیاری از روزنامه های منطقه که حقیقت را دیده و آن را انعکاس می دهند به بیان حماسه ای پرداختند که ملت ایران آن را دوباره و دوباره خلق کرده و می کند. به نوشته این روزنامه اتریشی شرکت کنندگان در راهپیمایی پرچم های ایران و تصاویر رهبر انقلابشان را در دست داشتند. همچنین شعارهایی شنیده می شد مبنی بر اینکه ما خون در رگهایمان را در حمایت از رهبرمان می دهیم.

نشریه آلمانی "دی سایت" هم در گزارشی به راهپیمایی گسترده ایرانی ها در حمایت از نظام خود که امروز در شهرهای مختلف ایران برگزار شد پرداخته و با استناد به گزارش های پخش شده در تلویزیون جمهوری اسلامی نوشت: ده ها هزار نفر به خیابان ها آمدند تا حمایت خود از نظام موجود را نشان دهند. دی سایت همچنین به شعارهای مردم در حمایت از رهبری و محکومیت اغتشاش گران اشاره کرد.

نشریه فوکوس نیز به اجتماع و راهپیمایی گسترده ایرانیان در حمایت از نظام و دولت در شهرهای مختلف ایران پرداخته  به شعارهای آن ها در حمایت از رهبری و محکومیت اغتشاشگران اشاره کرد.

 

 

روزنامه "تاگس شاو" آلمان هم با تیتر کردن این شعار راهپیمایی کنندگان در سراسر ایران با عنوان رهبری ما آماده ایم به تظاهرات گسترده امروز ایرانی ها در شهرهای مختلف ایران و در حمایت از نظام و رهبری پرداخت. این روزنامه آلمانی نوشت که تظاهرات کنندگان پلاکارد رهبری را در دست داشتند.

 

"اس ار اف" سوئیس هم در گزارشی با عنوان اعتراضات طرفداران نظام جمهوری اسلامی در خیابان های ایران به راهپیمایی گسترده ایرانیان در شهرهای مختلف کشورمان پرداخت. این رسانه سوئیسی به نقل از تلویزیون دولتی ایران نوشت: در سراسر ایران ده ها هزار نفر در حمایت از سیستم دولتی و نظام خود به خیابان ها ریختند. در این تصاویر تلویزیونی دیده می شد که معترضان فریاد می زدند رهبری ما آماده ایم. معترضان پلاکاردهایی را در دست داشتند که اغتشاشات را محکوم می کرد و شعارهایی در حمایت از رهبری سر می دادند.

 

شبکه خبری سی‌ان‌ان نیز ضم پوشش این راهپیمایی نوشت که مردم ایران در مخالفت با آشوب‌ها راهپیمایی کردند.

هفته نامه اشپیگل هم به راهپیمایی گسترده ایرانیان در حمایت از نظام و رهبری پرداخته و به نقل از تلویزیون دولتی ما از سر دادن شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل و مرگ بر عربستان از طرف تظاهرات کنندگان خبر داد.

 

 

 

بسیاری از رسانه های آلمانی زبان دیگر از جمله روزنامه اتریشی "وینر سایتونگ" و روزنامه "فرانکفورتر آلگماینه سایتونگ" نیز در گزارش های جداگانه ای به راهپیمایی عظیم ایرانیان در حمایت از رهبری و حکومیت اغتشاشات اخیر پرداختند.

خبرگزاری فرانسه نیز ضمن اشاره به راهپیمایی روز چهارشنبه در ایران، حضور مردم در این راهپیمایی را بسیار گسترده توصیف کرد.

 

و این هست مشتی نشانه خروار از عشق بی کران ملت ایران به رهبر فرزانه و امام شان سیدعلی خامنه ای ومحکی است دوباره ودوباره بر میزان بصیرت آنها و لایتمداری شان و دشمن شناسی شان که ای کاش ابلهان و خام اندیشان بفهمند و دیگر دست بردارند تا بیشتر از این خود را در دنیای انسان های آزاد اندیش و آزاده خراب و نابود نکنند.


انتهای پیام/  ت

 


[ پنج شنبه 96/10/14 ] [ 12:34 عصر ] [ منیره غلامی توکلی ] [ نظرات () ]


خیابان خوابی و روسپیگیری ، ایستگاه آخر فحشا و فقر فرهنگی/ مخدر، صنعتی که هستی را دود می کند


خلاصه متن : فحشا که خیابان خوابی و روسپیگری، ایستگاه پایانی آن است اگر با شکست های عاطفی در کنار خانواده های بیمار و نابسامان بروز کرده باشد، با سرعت بیشتر و در سنین پایین تری خود را نشان می دهد.
منیره غلامی توکلی

یکی از مهم ترین دلایل فروپاشی اخلاقی یک جامعه افزایش فحشا، فقر و اعتیاد در آن است. فحشا که آسیب های  فردی، خانوادگی و اجتماعی زیادی را به دنبال دارد در انحای مختلف نمود و بروز دارد.

 

اما اعتیاد به عنوان ام الفساد در قشر زنان یکی معبرهای اصلی و پرخطر فاحشه شدن بانوان است که ایستگاه اول بی بندوباری، ایستگاه های میانی خیابانی شدن و ایستگاه پایانی روسپیگری است.

 

در یادداشت قبل به چرایی افزایش اعتیاد در بین بانوان اشاره کردیم و در این مقال به دنبال پیامدهای بعدی اعتیاد زنان در جامعه می پردازیم که بالا رفتن نرخ فحشا و بی بندوباری از مهم ترین آنها است.


 

اینکه آیا اعتیاد باعث فحشا می شود یا فحشا، اعتیاد به همراه دارد؛ درست شبیه این سؤال است که ابتدا مرغ بود یا تخم مرغ؟! به نظر می رسد هر دوی این ها در شرایط خاص می توانند علت و معلول یکدیگر باشند و مسئله اساسی اینجاست که چگونه می توان با آثار و نتایج آن برخورد کرد و در مرحله اول مانع بروز این بیماری خانمان سوز شد.
 

 سعید خراطها طی تحقیقی بیان کرده که از مهمترین دلایل و عوامل روسپیگری در ایران فقر، بیکاری ، عدم حمایت از زنان ، طلاق ، افزایش سن ازدواج ..است.

 

اما تحقصقات صورت گرفته توسط روان شناسان نیز ضمن تایید عوامل اجتماعی موثر و دخیل در بروز فحشا نشان می دهد که علت فحشا محدود به پدیده های اجتماعی نمی شود بلکه عوامل روانی از جمله گرایش به تنوع طلبی ،ضعف هویت اخلافی و اختلال در هویت نیز می تواند در بروز آن دخیل باشد.

 

این گزارش می افزاید: نتایج تحقیق بر روی 60 زن ویژه 15 تا 35 ساله و مقایسه آن با 60 زن عادی واقع در این سن بیانگر آن است که احساس بی ارزشی و پایین بودن عزت نفس یکی از نشانه های آشکار شده در این زنان است که این تحقیق یکی از دلایل پایین بودن عزت نفس زنان و گرایش آنها به فحشا را ناشی از تجربه های زندگی گذشته بیان می کند، به گونه ای که احساس بی ارزشی و پایین بودن عزت نفس به دنبال واقعه تروماتیک( سوء استفاده جنسی )از جمله عوامل روان شناختی مستعد کننده فرد در گرایش به فحشا عنوان شده است.

 

در این صورت است که می توان نتیجه اول را گرفت که فحشا و بی بندوباری و عدم اعتماد به نفس و گم گشتی هویت از مهم ترین دلایل گرایش زنان به اعتیاد و مصرف دخانیات است. چیزی که خود را در قالب کسب برتری اجتماعی و کلاس شخصیتی نشان می دهد.

 

این فحشا که ایستگاه پایانی آن روسپیگری و خیابان خوابی است اگر با شکست های عاطفی در کنار خانواده های بیمار و نابسامان بروز کرده باشد، با سرعت بیشتر و در سنین پایین تری خود را نشان می دهد.

 


اما از نگاهی دیگر جای علت و معلول در بروز و نمود فحشا و اعتیاد با هم عوض می شود آن هم در شرایطی که نابسامانی خانواده ، اعتیاد والدین،فقدان والدین هر دو یا یکی از آنها، خشونت آنها ، سردی رابطه عاطفی یا والدین ، ترک تحصیل ، فقر فرهنگی با نداشتن مهارت برقراری روابط اجتماعی و  قرار گرفتن در معرض سوءاستفاده باعث احساس کمبود اعتماد به نفس و عزت نفس پایین یک دختر یا زن شود.

 

این کمبودهای روانی ممکن است ، فقط یک راه حل برای دختران و زنان برای رهایی داشته باشند آن هم غرق شدن در توهمات و خیال و دور شدن از دنیای واقعی شان باشد. این مورد که ورود به دنیای هپروت می توان از آن نام برد با استعمال مواد مخدر از سنتی و صنعتی به راحتی ممکن خواهد بود.
 

اما دکتر شادی‌طلب استاد جامعه شناس که از چهره های شناخته شده در حوزه زنان و خانواده است معتقد است که23 درصد از زنان تن فروش  قبل از روسپیگری سابقه مصرف مواد مخدر 12 درصد سابقه بازداشت و زندان داشته اند. 7 درصد از آنها اعلام کردند که تن‌فروشی را اولین بار برای تهیه مواد آغاز کردند.

 

بر اساس گفته این استاد دانشگاه تعداد زیادی از زنان روسپی جوان هستند  که 75 درصد این زنان درباره ایدز اطلاعاتی ندارند و 68 درصد مجردها و 75 درصد از مطلقه‌ها هرگز آزمایش ایدز نداده‌اند.


اما این قضیه مهم را از سوی دیگری نیز می توان مورد بررسی قرارداد و آن هم درگیر شدن زنان و دختران به دام موادمخدر و خدای نکرده روسپیگیری به واسطه برخی از تمایلاتی است که بیشتر جنبه فان و زیبایی دارد!؟ چیزهایی مثل لاغر شدن و یا افزایش میل جنسی و ... است.

 


آمارهای موجود در ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور گویای آن است که در زمان حاضر حدود 10 درصد از یک میلیون و 325 هزار مصرف کننده مواد مخدر و صنعتی در کشور را زنان تشکیل می دهند.همچنین بر اساس این آمار، طی چند سال گذشته؛ مصرف شیشه و دیگر مواد مخدر صنعتی در مصرف کنندگان از سه به 26 درصد افزایش داشته است.

 

دکتر جمالیان متخصص پزشکی قانونی و مسمومیت ها دو سال قبل از نگرانی ها در مورد افزایش شیوع مصرف مواد مخدر صنعتی به ویژه شیشه در بین زنان و دختران دانشجو خبرداده و گفته که: بعضی از مصرف‌کنندگان شیشه نادانسته از طرق خاصی که این محصول عرضه می‌شود به مصرف آن روی می‌آورند.


دکتر جمالیان کاهش وزن و علاقه شدید بانوان برای رسیدن به اندامی متناسب آن هم درکوتاه ترین و ارزان ترین راه ها را از مواردی برشمرد که گرایش به مواد مخدر صنعتی را افزایش داده است و این در حالی است که زشتی چهره، خشکی و چین و چروک های عمیق پوست ، آثار نامطلوب روی دهان و دندان و نیز بدن از عوارضی است که  شیشه روی بدن انسان می گذارد.


متأسفانه این دست از مواد را می توان در آرایشگاه ها و ورزشگاه ها به راحتی به دست آورده می شود. اما به راستی این مواد چگونه اغفال گری برای دختران دارند و آنها را برای مدت زمانی کوتاه در جهت رسیدن به اهدفشان کمک می کنند! و آیا این لاغر شدن یا تناسب اندام ارزش از دست دادن سلامت روحی و جسمی و مقبولیت اجتماعی را دارد؟

 



نکته ای که نباید از آن غافل شد این است که مصرف کوتاه مدت شیشه باعث کاهش اشتها،‌ افزایش دمای بدن وتحرک و لاغری می شود اما در عین حال به موضوع مهم تر دیگری که مصرف کنندگان از آن غافلند هم اشاره می کند که این لاغری پس از 6 هفته به حالت قبلی بازمی گردد؛ یعنی اشتها به شرایط قبلی برگشت پذیراست.

 
آتنا اسماعیلی پزشک داروساز نیز با بیان اینکه اقبال بانوان برای مصرف دارو جهت کاهش وزن بیشتر است گفت:یکی از ترکیبات این داروها مواد محرکی مانند شیشه است که فرد با مصرف شیشه در مدت کوتاهی وزن کم می‌کند که البته این کاهش وزن ناشی از کاهش چربی نیست بلکه پروتئین بدن کاهش یافته و دفع می‌شود. .

 
انتهای پیام/ ت


[ سه شنبه 96/10/12 ] [ 11:9 صبح ] [ منیره غلامی توکلی ] [ نظرات () ]


دود شدن شأن اجتماعی در مصرف دخانیات! / کام هایی که در غلغل گم گشتگی هویت تلخ می شود!


خلاصه متن : آنچه از آمار بر می آید این است که 83 درصد زنان قبل از اعتیاد به مواد مخدر اعم از سنتی و آزمایشگاهی، دخانیات و قلیان مصرف می کردند و در خانواده هایی زندگی می کردند که در آن مادر یا پدر خانواده دچار بیماری اعتیاد بوده است.


منیره غلامی توکلی

 


بحث بالارفتن درصد اعتیاد دختران و زنان به مواد مخدر و ویژه تر استعمال دخانیات، دیگر از هشدار گذشته و به زنگ خطری تبدیل شده است که صدای آن نه تنها در کلان شهرها بلکه در شهرهای کوچک و حتی روستاها نیز شنیده می شود.

 

آغاز مصرف دخانیات و قلیان به صورت تفریحی در زنان و دختران ایرانی از کمتر یک دهه پیش  زمانی رونق گرفت که به عنوان یک اعتبار و شأن اجتماعی! وارد زندگی آنها شد. از نظر روانشناسان و جامعه شناسان این نوع نگرش به مصرف دخانیات که بیشتر با بدحجابی و حتی رفتارهای خارج از عرف همراه بود، برگرفته از خود گم گشتگی فرهنگی و گم گشتگی هویت بود.

 

گم گشتگی فرهنگی و هویتی، پیامد نفوذی خطرناک و بزرگ به اسم نفوذ فرهنگی است که می تواند حتی تا تغییر کامل هویت فردی و اجتماعی افراد در دراز مدت پیش برود.

 

آنچه از آمار بر می آید این است که 83 درصد زنان قبل از اعتیاد به مواد مخدر اعم از سنتی و آزمایشگاهی، دخانیات و قلیان مصرف می کردند و در خانواده هایی زندگی می کردند که در آن مادر یا پدر خانواده دچار بیماری اعتیاد بوده است.

 

روند رو به رشد اعتیاد و مصرف دخانیات در زنان در 10 سال گذشته 4 برابر شده است و این درحالی است که گرایش به مصرف مواد مخدر در این قشر دو برابر شده است.  به طور قطع این مسئله که می توان آن را در ابعاد مختلف فردی و اجتماعی، سلامت جسمی و روحی مورد بررسی قرار داد، برای زنان آسیب زاتر از مردان بوده تا جایی که می توان گفت آسیب پذیری زنان در این مسئله 12 برابر مردان است.

 

اینکه 50 درصد از زنان در سنین 15 تا 19 سالگی یعنی در عنفوان جوانی به مواد مخدر و استعمال دخانیات روی می آورند نشان دهنده این مهم است که سن مصرف دخانیات در کشور به دلایل خاصی پایین و پایین تر می آید!

 

در گذشته یکی از مهم ترین دلایل اعتیاد زنان همراهی با همسران شان بود این امر باعث می شد که سن اعتیاد در زنان به سمت تأهل پیش برود اما امروزه  انگیزه‌های دیگری چون کاهش وزن، رهایی از استرس، تفریح و اصرار دوستان جزو عوامل اصلی اعتیاد زنان به شمار می‌آید و همین امر سن اعتیاد در دختران را به سمت نوجوانی هدایت کرده است.

 

تأسف برانگیز این که زنان در مقابل ترک اعتیاد مقاومت بیشتری نشان می‌دهند، چرا که از توان جسمانی لازم برای تحمل تغییرات بدن که در پی رفع مسمومیت ناشی از استعمال مواد مخدر ایجاد شده، برخوردار نیستند، به همین دلیل گاه نیاز به مصرف مواد تا پایان عمر نیز با آنها باقی می‌ماند و این روند پیشرفت و ادامه دار شدن اعتیاد در زنان با توجه به کم بود کمپ های تخصصی برای درمان معتادان زن و همچنین عدم وجود مهارت و راهکار مناسب برای درمان شان با توجه به بنیه بندی و شرایط فیزیکی آنها همچنان معضل بزرگی پیش روی ترک اعتیاد یا بهبود کامل زنان و بازگشت شان به خانواده است.

 

مسئله استفاده از قرص های روانگردان نیز یکی دیگر از مسائلی است که امروزه دختران نوجوان و جوان با آن دست به گریبان هستند به طوری که بیش از 9 درصد آمار معتادان به این قرص ها را دختران 9 سال تا زنان 60 ساله کشور تشکیل می دهند.!

 

اما آنچه این مسئله را سهمگین تر و از ابعادی دارای پیامدهای خطرناک تری می کند، مسئله ازدواج این دختران و بعد از آن " باداری " و " وضع حمل" و " مادر" شدن شان است. اینکه نگاه اجتماعی به دختران معتاد به دخانیات و مواد مخدر نگاهی سخیف و در عین حال سودجویانه است! از نظر بسیاری از مردان ، این دست دختران و زنان صرفا به درد کام جویی های موقت و در نهایت خیابانی شدن، می خورند و تا زمانی که هنوز خره موادمخدر زیبایی آنها را از بین نبرده است، دست طمع به سوی شان دراز می کنند.
البته این دختران یا زنان جوان در این بازار سیاه و دودآلود خواهان هایی دارند که آنها نیز عاری از بی بندوباری های رفتاری نیستند و از این جهت گرفتار شدن به انواع بیماری ها من جمله بیماری های جسنی و مخصوصا ایدز و هپاتیت مهم ترین آنهاست.


زنان و دختران در صورت دچار شدن به اعتیاد چه قبل از ازدواج یا بعد از ازدواج بالاخره به عنوان همسر و مادر باید نقش آفرینی کنند در حالی تحقیقات نشان می دهد که فرزندان مادران معتاد بسیار آسیب‌پذیرتر از فرزندان پدران معتاد هستند. علاوه ‌بر این اعتیاد زنان باردار نیز می‌تواند مخاطرات فراوانی را متوجه نوزادان و کودکان این دسته از مادران کند.
 

حال در این گیر و دار مسئله اعتیاد بانوان نیز مانند مسائل دیگر این قشر، هزاران متولی دولتی، سازمانی و ان جی او های مردمی دارد. متولیانی که هر یک فقط به برگزاری همایشی بسنده می کنند و هر از گاهی هم آمارهایی ارائه می دهند که فقط بر نگرانی های مردم و به ویژه خانواده ها می شوند بدون آنکه راهکاری درست و کاربردی بدهند و این نگرانی با آمارهایی که از مدارس و دانشگاه ها در خصوص اعتیاد دانش آموزان و ورود زودهنگام آنها به مسائل جنسی می رسد، بیشتر و بیشتر می شود.

انتهای پیام/


[ سه شنبه 96/10/12 ] [ 11:3 صبح ] [ منیره غلامی توکلی ] [ نظرات () ]

دفاع کورکورانه برخی از زنان از لایحه ای پُر از نقص و ابهام!/ سیاست زدگانی که حقیقت را وارونه جلوه می دهند!

خلاصه متن: سؤال اساسی که باید از مدافعان لایحه حمایت از زنان در برابر خشونت پرسید این است که منتقدان آن بر «الگوبرداری واضح و مشهود متن لایحه از اسناد سازمان ملل و قوانین غربی» تأکید دارند، چرا نه تنها هیچ دفاعی در برابر این نقد نداشته بلکه طیبه سیاووشی بر آن نیز صحه می گذارد و می گوید: « موضوع مهم در لایحه منع خشونت علیه زنان ماده 3 این لایحه است که در آن تعریفی از خشونت ارائه شده و این تعریف در قوانین ما سابقه ندارد.»؟ و این یعنی همان نفوذ اسناد بین المللی در حوزه کلان زنان و خانواده که مهم ترین آنها سند 2030 است.

 

منیره غلامی توکلی


سوم دی، یادداشتی انتقادی از خانم زهرا آیت الهی درباره لایحه « امنیت زنان در برابر خشونت » در روزنامه کیهان چاپ شد که تا به امروز با شدیدترین نوع برخوردها از سوی بانوان نماینده مجلس شورای اسلامی رو به رو شده است.  گویی نمایندگان زن مجلس شورای اسلامی به ویژه چهره هایی مانند پروانه سلحشوری، طیبه سیاووشی در نقش وکیل مدافعانِ « معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری» وارد عمل شده و به جای نقد صحبت ها و نظرات خانم آیت اللهی  که بنابر فرمایش مقام معظم رهبری باید« نقد باید منصفانه باشد، باید عاقلانه باشد، باید مسئولانه باشد.» به همان راهی رفته اند که با تکرار حرف بیگانگان در امور خاص زنان و خانواده، فرقی نمی کند!

 

وقتی صحبت ها و ابراز نظرهای برخی از منتقدان این یادداشت را می خوانیم چندین سؤال به ذهن متواتر می شود:
 

نویسنده در این مقاله بر حمایت از حقوق مادی و معنوی زنان به عنوان وظایف اولیه حکومت ها به ویژه جمهوری اسلامی ایران تأکید دارند و زنان را اصلی ترین قشر جامعه بر می شمارد که نیمی از پیکره جامعه را تشکیل داده و نیمی دیگر را تربیت می کنند، « اهانت به جامعه زنان است.»

 

آیا اینکه گفته شود تا کنون برای احقاق حقوق زن و عدم خشونت علیه آنها از سوی نگارنده های قانون اساسی، قانون مدنی لاحیه حمایت از خانواده، اصلاح قانون کار و .. صورت گرفته در برابر اهمیت این موضوع و منزلت زن مسلمان و خانواده، ناچیز انگاشته اند و این مهم را نیازمند گام های اساسی تر و جدی تر می دانند، « اظهارات یک مردِ ضدِ زنِ خشونت طلب است»

 

آیا اینگونه نقد کردن ها تهمت و لجن پراکنی نیست و به تعبیر مقام معظم رهبری « بچّه‌ای هم می تواند سنگ دستش بگیرد شیشه‌ها را بشکند.»!

 

اینکه بنابر گفته ذبیح اله خدائیان معاونت حقوقی قوه قضائیه: « چالش اصلی در خصوص این لایحه بحث حبس زایی آن است تصریح کرد: پیش بینی بیش از 40 مورد مجازات حبس در فصل سوم لایحه به طور قطع با سیاست‌های کلی نظام در امور حقوقی و قضایی، که بر موضوع حبس زدایی و ضرورت مدنظر قراردادن مجازات‌های جایگزین حبس تأکید دارد در تضاد است. » نمی تواند تحکیم بنیان خانواده را به خطر بیندازد!؟ و آیا این نظر که این چنین قانونی از همسران در خانواده «دو خصم مقابل هم و مترصد بهانه جویی و انتقام کشی» می سازد، دروغ و تهمت است؟!  

 

سؤال اساسی که باید از مدافعان لایحه حمایت از زنان در برابر خشونت پرسید این است که منتقدان آن بر «الگوبرداری واضح و مشهود متن لایحه از اسناد سازمان ملل و قوانین غربی» تأکید دارند، چرا نه تنها هیچ دفاعی در برابر این نقد نداشته بلکه طیبه سیاووشی بر آن نیز صحه می گذارد و می گوید: « موضوع مهم در لایحه منع خشونت علیه زنان ماده 3 این لایحه است که در آن تعریفی از خشونت ارائه شده و این تعریف در قوانین ما سابقه ندارد.»؟

 

 و این یعنی همان نفوذ اسناد بین المللی در حوزه کلان زنان و خانواده که مهم ترین آنها سند 2030 است.

 

 

خانم سلحشوری که می فرمایید « تظلم‌خواهی زنان آنقدر زیاد شده که به علما رسیده و آنها هم نسبت به این موضوع حساس شدند، همچنان که پیش از این هم رهبر معظم انقلاب به مبارزه با خشونت خانگی تاکید ویژه ای داشتند. » آیا به این سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی که تأکید فراوان دارند: « به چه مناسبت یک مجموعه به اصطلاح بین المللی که تحت نفوذ قدرتهای بزرگ نیز قرار دارد، به خود حق می دهد که برای ملتهایی با تاریخ و فرهنگ و تمدن گوناگون، تکلیف معین کند.» و در جایی دیگر مؤکد می کنند « اینجا جمهوری اسلامی ایران است و در این کشور مبنا اسلام و قرآن است. اینجا جایی نیست که سبک زندگی معیوب و ویرانگر و فاسد غربی بتواند اعمال نفوذ کند. در نظام جمهوری اسلامی پذیرش چنین سندی، معنا ندارد.» توجه و استناد داشته اید؟

 

خانم سیاووشی که اگر نقد رئیس شورای اجتماعی و فرهنگی زنان را از زبان یک مرد می شنید برایش قابل تحمل تر بود و از او دعوت کرده است تا از حاشیه شهر بازدید داشته باشند، خودشان زحمت کشیده و گزارشی از بازدید های سرزده و هماهنگ شده خود را به مناطق حاشیه ای و نشستن پای صحبت های زنان ساکن در حاشیه شهر بدهند! تا خدای نکرده مصداق «آمر بی عمل» نشوند!

 

باید از خانم سلحشوری که هر از گاهی با سخنان جنجال برانگیز خود که گاها نیاز به شفاف سازی و عذرخواهی دارد، پرسید: آنجایی که شما بر این نکته «باید نگاه سیاسی به زن را کنار بگذاریم» صحه می گذارید و منتقدان لایحه مذکور را متهم به نگاه سیاست زده به حوزه زنان می کنید، هیچ به این توجه داشته اید وقتی در موضوع سخیف ورود زنان به ورزشگاه ها آن را «نه یک اولویت» – بنابر گفته معاون وقت زنان و خانواده ریاست جمهوری- بلکه از «حقوق ابتدایی» بر می شمارید، دقیقا چه کار کردید؟! آیا با نگاه سیاسی به زنان و حقوق آنها ابراز نظر نکردید؟!

 

اگر به راستی دل نگران خشونت علیه زنان بودید به قول خودتان « موارد زیادی از زنان بودند که به بنده مراجعه کردند و گفتند از سوی پدر و یا برادر معتاد خود مورد تجاوز قرار گرفته یا مجبور به روسپی‌گری شده‌اند.» چرا رسیدگی به چنین مسئله مهمی را از حقوق ابتدایی زنان ندانستید؟! خدا نکند که به جای اینکه سیاست شما دینی شده باشد ، دین تان سیاسی کاری شده و به دنبال اهداف اسناد بین المللی در کشور اسلامی باشید.

 

این یک واقعیت است که لایحه « امنیت زنان در برابر خشونت مردان» خواسته هر مشکلی را با روش سخت مهار کند و تصویب این لایحه موجب افزایش مصادیق جرم و جنایت در قوانین شده و باعث افزایش پرونده های دادگاه ها می شود. واقعیتی که از متن این لایحه استخراج می شود اما مدافعان و حامیانش، بازگو کردن این حقیقت  را سیاست بازی می دانند!! در حالی که  ذبیح اله خدائیان معاونت حقوقی قوه قضائیه: نیز بر آن صحه می گذ ارد: «  در – لایحه منع خشونت علیه زنان، در خصوص بسیاری از موارد جرم انگاری شده‌ این لایحه در قانون مجازات اسلامی، تعزیرات و قوانین خاص، مقررات مشابه وجود دارد، و این موضوع نیز با توجه به اینکه تلاش قوه قضاییه در حوزه تدوین بر جلوگیری از تدوین قوانین مکرر و موازی و پیشگیری از تورم قوانین و مقررات مبتنی است باید مطمح نظر قرار گیر.»

 

و اما سؤال اساسی از وکلای ملت این است که صادقانه پاسخ گو باشند با توجه به اینکه لایحه « امنیت زنان در برابر خشونت» دست دولت را مناسبات خانوادگی به حدی باز می کند که بنابر گفته شهین دخت مولاوردی معاون سابق رئیس جمهوری در امور زنان و خانواده « چهار دیواری در حوزه قوانین رفع خشونت علیه زنان، اختیاری نیست.» حتی یک مورد هم وجود دارد که دولت یازدهم و به تبع آن دوازدهم تا به حال در آن ورود پیدا کرده باشد و نتیجه اش قابل قبول که چه عرض کنم، ویرانگر نباشد؟!.

 

پس به راحتی می توان گفت که اجرای این لایحه که به راستی برگفته از قوانین و اسناد بین المللی و در راستای التزام آوری برای کشور ما است، چیزی جز از هم پاشیدگی کانون خانواده و در نتیجه آن افزایش مسائل و مصائب و پدیده های نامبارک اجتماعی نخواهد داشت.

 

خوب است مدافعان لایحه حمایت زنان در برابر خشونت ، کلاه خود را قاضی کنند اینکه لایحه نتوانسته یا نویسندگان آن نخواسته اند که تعریف دقیقی از " خشونت" از منظر فرهنگ بومی و اسلامی ما ارائه دهد ؛ ضعف لایحه نیست؟! آیا لایحه ای که در بِ بسم الله خود دچار ابهام است محلی از  دفاع دارد؟! آیا این کار برای تازاندن اسب سرکش فمینیسم و تضعیف مرد در خانه نیست؟

 

آیا در این صورت زن نمی توانده هر چیزی را به فتوای دل " خشونت از جانب مرد" مرد بنامد؟! تا حدی که اگر زنی احساس خشونت کرد ، می تواند رفتار همسرش را خشونت آمیز و جرم انگاری کند و برای آن بخت برگشته پرونده تشکیل دهد!

 

اگر برای مدافعان حقوق زنان و حمایت از زنان در برابر خشونت،  شنیدن حرف حق اینقدر سخت است چطور می خواهند حق را مطالبه و حقانیت را بر کرسی بنشانید و از داد مظلوم دفاع کنند؟!

 

به هر حال سؤال پایانی از مدافعان لایحه دفاع از زنان در برابر خشونت می خواهم بپرسم این است که بدون چون و چرا این لایحه و مفواد آن برگرفته از اسناد بین المللی و الگوبرداری شده از کشورهایی است که این دست قوانین را به اجرا گذاشته اند، با توچه به پیامدهای اجتماعی و فرهنگی این دست حمایت هایی که باید از آن ها تحت عنوان " دوستی خاله خرسه" یاد کرد، آیا نمی توان گفت: این قوانین در کوتاه مدتی می تواند باعث تخریب بنیان خانواده و سلامت روحی و اخلاقی زنان باشد!

 

آیا قانونی کردن برخی از افکار فمینیستی و فراهم کردن شرایطی که حاکمیت مرد در خانه را نه تنها برای همسرش بلکه حتی برای فرزندانش تضعیف می کند ، سرآغاز حرکت در مسیری نکبت بار کشورهای غربی  نیست!

 

آیا ما نباید از پویش " مِی تو" و خشونت های جنسی که علیه زنان در این دست کشورها به وفور دیده می شد درس عبرت  بگیریم !؟ آیا بهترین کار این نیست که برای ایمن کردن زنان از خشونت، همه توان تربیتی و پرورشی خود را برای تربیت درست مردانی وظیفه شناس و خانواده دوست به کار بگیریم و خانواده را نخستین پایگاه تربیتی کنیم؟ آیا یک مرد فهمیده و تربیت شده برای شوهری کردن، بهتر از هزاران قانون نمی تواند از همسرش دفاع کند؟! در این صورت است که دیگر چهاردیواری ، چهاردیواری امن برای تمام اعضای خانواه خواهد شد.

 

انتهای پیام/ ت


[ سه شنبه 96/10/12 ] [ 10:59 صبح ] [ منیره غلامی توکلی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سوگند به قلم و آنچه می نویسد «‌ن و القلم و ما یسطرون » کدامین قلم و کدامین سطرها می تواند مورد نظر پروردگار باشد!‌ پاسخ این سؤال سخت نیست اگر با کلام خدا مونس باشی آنجا که می فرماید: قلم وسیله تعلیم شماست « الذی علم بالقلم » . به صراحت می توان گفت که خدا بر دوات و قلمی سوگند می خورد که وسیله ای برای تعلیم بندگانش باشد و چه دواتی ماندگارتر و چه قلمی شیواتر از دوات و قلمی می توان یافت که سطر سطر نوشته هایش در مورد شهید و شهادت باشد؛ موجودی که در ذات مفاهیم متعالی تعلیم و تعلم نهفته است .
موضوعات وب



qalamdoon

امکانات وب


بازدید امروز: 283
بازدید دیروز: 315
کل بازدیدها: 1185162