سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

http://qalamdoon.ParsiBlog.com
این وبلاگ به کمپین *من عاشق محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) * هستم، پیوست 
لینک دوستان

بررسی نفوذ در فتنه 88 تا 94

نفوذ؛ هیزم آتش فتنه‌ای که زیر خاکستر است

  دود هیزم تر در چشمان فتنه گران

به قلم: منیره غلامی توکلی

فتنه سال 88 را از هر زاویه‌ای که نگاه کنیم، به واژه " نفوذ " می‌‌رسیم. واژه‌ای که چند  صباحی است در ادبیات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ما  بیشتر به آن پرداخته و پُر رنگ‌تر از گذشته به آن توجه می‌شود.

 این درحالی است که در قاموس برخی از افراد به ویژه خواص کشور اهمیت نفوذ؛ «نخ‌نما» شده است!و گویی با انکار این قضیه قصد کم رنگ جلوه دادن خشم و کینه دیرینه دشمن علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران یا مقوبل کردن خیال خام«تغییر چهره دول مستکبر» به ویژه سردمدار آنها؛ آمریکای جنایتکار را دارند، چیزی که می‌تواند راه گشای ارتباط و نرمشی افراطی و ناامید کننده در قبال تمام بدرفتاری‌ها، بداخلاقی‌ها، جنایت‌ها، خباثت‌ها و پیمان‌شکنی‌های دولت‌های استکباری و استعماری باشد.

وقتی به فتنه 88 و وقایع آن خوب می‌نگریم، دست نفوذ آمریکا را به خوبی در لایه‌های خواص جامعه می‌بینیم، نفوذی که اگر چه در آن روزها به زمین زده شد اما بعد از گذشت 6سال هنوز نفس می‌کشد و آتشی افروخته در پس خاکستر است.

نفوذ در بین خواص بی‌بصیرت و یا کم بصیرت، نفوذ در بین خواصی که دیگر پابرهنه نبوده و از اعیان و اشراف مملکت اسلامی محسوب می‌شدند، نفوذ در بین نزدیک‌ترین اعضای خانواده و دوستان دولتمردانی که روزگاری از پایه‌های انقلاب اسلامی بودند و صدالبته آن زمان هم استحکام رأی و خلوص باطن نداشتند وخود را وامانده از قدرت می‌دیدند .. نخستین پرده از نمایشنامه ضدانقلابی و ضدولایت فقیه بود که در انتخابات دهم روی صحنه رفت.

اما کار به اینجا ختم نشد! خواص باید رهبری این هرج و مرج را بر عهده گرفته و نظام و انقلاب مردمی را به واسطه خود مردم سرنگون می‌کرد، چرا که مردم زمانی پشت به نظام خود می‌کنند که شکسته شدن قبح ارزش‌های دینی، معنوی و رکن اساسی نظام یعنی ولایت فقیه برایشان شکسته شود، انقلاب سبز مخملی اگر قرار است جای انقلابی سرخ و خونین اسلامی را بگیرد باید خون دهد و شهیدواره داشته باشد! حتی چه عیب اگر رهبر این آشوب و بلوا هم در سانحه هوایی کشته شود!

فتنه 88 به راحتی و تنها از راه نفوذ در بین خواص صورت نگرفت همان طور که گفته شد نفوذ در خواص و فریبفتن آنها قدم نخستی بود که بدون حضور مردم ابتر می‌ماند از این رو برای همراه کردن خیل مردمی راه‌های نفوذ را در عرصه‌های دینی، انقلابی، فرهنگی و اجتماعی.. هموار کردند.

برای رسیدن به این هدف، از بازوهای قدرتمدن جنگ نرم یعنی رسانه‌های مختلف اعم از شبکه‌های اینترنتی، شبکه‌های ماهواره‌ای با ساخت شعارهایی علیه نظام و تعیین زمان تجمع‌های آشوب طلبانه و سپس ساخت مستند از بلوا و آشوب در خیابان‌های پایتخت استفاده کردند و در این زمینه پیکان زهرآلود خود را بیشتر به سمت زنان و جوانان گرفتند.

                         

برای نمونه در عرصه دینی، نماز جمعه ‌ای مختلط از حضوز زن و مرد کنار هم برپا شد که شرکت‌کنندگان با کتانی و کفش، پشت سر یکی از عوامل فتنه نماز را اقامه کردند! در عرصه دینی به مقدسات مردمی چون مساجد، تکایا، عزاداری‌های عاشورا، هدیه دادن حیوانات نجس در پارک‌ها و ... توهین کردند!

در عرصه انقلابی، دست کثیف و خیانت پیشه خود را بر رکن انقلاب اسلامی یعنی ولایت فقیه گذاشتند و با شعار و عکس و .. به آن مهم توهین کرده و حتی تصاویر رهبر کبیر انقلاب اسلامی را پاره کردند!

در عرصه سیاسی به دنبال مظلوم‌نمایی و مطالبه‌گری خود از نظام، ظلم بر فلسطین و مردم مسلمان را کم رنگ جلوه داده و با نیروهای ارزشی انقلاب اسلامی در افتادند و حتی در این زمینه از ریختن خون بی‌گناهان هم ابایی نکردند!      

               

در عرصه فرهنگی و اجتماعی، تصاویر زننده از نوع تظاهرات و در هم آمیختگی زن و مرد، دختر و پسر را به همگان نشان دادند، امنیت را از کوچه و خیابان گرفتند و با بی‌نظمی‌های مدنی قصد نشان دادن مخالفت خود را نه تنها بر نتیجه انتخابات بلکه کلیت نظام نشان دادند.

فتنه 88، فتنه نفوذ بود، ترکشی بزرگ از خمپاره‌ای مهیب که در پی براندازی نظام به سوی ایران اسلامی، پرتاب شده بود. چیزی که از واکاوی فتنه 88 باید به آن رسید این است که اگر چه این خمپاره با هوشیاری مردمی نتوانست تخریبی ویران کننده به جای بگذارد اما دست تجاوزگر دشمن در میدان مبارزه علیه انقلاب اسلامی کوتاه نشده و راه‌های نفوذ همچنان از طریق خواص بی‌بصیرت، ضربه زدن به ارزش‌های اسلامی و آرمان‌های انقلاب اسلامی؛ همچنان باز است و هنوز هم هستند مردمی که دانسته و ندانسته از روی خیانت‌پیشگی یا از جهالت یا از خباثت به دنبال ایجاد هیاهویی نوین هستند.

مصداق این نکته و ادعا، فتنه جدیدی است که بوی آن از انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی و پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری به استشمام می‌رسد.

فتنه‌ای که شاید هنوز رنگی برای آن انتخاب نکرده‌اند اما خواصش را چرا! فتنه‌ای که برای آن شعاری انتخاب نکرده‌اند اما ایده چرا! فتنه‌ای در آن هنوز بوی خشونت به مشام نمی‌رسد اما ولنگاری داوطلبین انتخاباتی چرا؟ این فتنه قطعا می‌تواند بزرگ‌‌تر از فتنه 88 باشد چرا که برگزار کنندگان آن آزمون خطا را  گذرانده و خوب می‌دانند چه باید بکنند و صد البته دفع آن نیز راحت‌تر است چرا که مردم خداجویی ایران، تجربه اینگونه فتنه‌انگیزی‌ها را داشته و راه‌های مقابله با آن را خوب فرا گرفته اند.

در انتخابات پیش رو باید مراقب علامه سازی‌ها و خاطرات آیت‌الله ها بود که خواص بیشتر از مردم مراقبت نیازدارند، خواصی که بی پرده از جانشینی رهبری سخن به میان می‌آورند! و گاهاً با سخنانی عجیب و بی‌پرده شورای نگهبان را در رسیدگی به صلاحیت داوطلبان دچار انفعال و سردرگمی قرار دهد و به نتیجه دلخواه خود قبل از ادعای تقلب رسیده و در صورت مخالفت شورای نگهبان دم از چرای رد صلاحیت عده‌ای معلوم الحال بزنند و برای رسیدن به این هدف راه تزویر و نفاق را پیش گرفته و نهضت ثبت نام گسترده داوطلبان دو مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری را کلید زده و امیدوارند تا با کسب صندلی‌های بهارستان و چمباتمه زندن بر کرسی نمایندگی مجلس خبرگان رهبری به بتوانند به اهداف خصمانه‌شان درباره آرمان‌های انقلاب و رهبری برسند.

 در انتخابات پیش رو باید شعارهای ذهنی برخی را در پس ایده‌هایی که گاهاً بر زبان جاری می‌کنند یافت و آن زدن ولایت مطلق فقیه است.

در انتخابات پیش رو باید به چهره‌های داوطلب خوب نگریست نکند در پس برخی از چهره‌ها، پرونده زندان سیاسی و آشوب طلبی باشد.

در انتخابات پیش رو باید دید چه کسانی برای اسلام کار می‌کنند و چه کسانی به نام اسلام کار خود را پیش می‌برند! چه کسانی سهم و دین خود را به انقلاب ادا کرده و با انگیزه خدمت وارد می‌شوند و چه کسانی به دنبال سهم‌خواهی از انقلاب هستند.

در انتخابات پیش رو باید دقیق بود که افرادی با مرام خمینی وارد میدان می‌شوند و چه کسانی به نام خمینی به دنبال نان و نامی بیشتر هستند!

در انتخابات پیش رو باید بیش از پیش بصیر بود و از این بصارت محافظت کرد چرا که تاریخ از صدر اسلام تا انقلاب اسلامی نشان داده است که طلحه و زبیر شدن چه آسان، انقلابی ماندن چه سخت است.

و همه اتفاقات به پشت کردن و نادیده انگاشتن صحیفه نور، امام خمینی(ره) بیناین گذار جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد آنجا که امام در خصوص آمریکا می‌فرمایند:

  1. ملت ما بلکه ملت‌های اسلامی و مستضعفان جهان مفتخرند به اینکه دشمنان آنان که دشمنان خدای بزرگ و قرآن کریم و اسلام عزیزند، درندگانی هستند که از هیچ جنایت و خیانتی برای مقاصد شوم جنایتکارانه خود دست نمی‌کشند و برای رسیدن به‌ ریاست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمی‌شناسند. و در رأس آنان امریکا این تروریست بالذات دولتی است که سرتاسر جهان را به آتش کشیده و هم پیمان او صهیونیست جهانی است که برای رسیدن به مطامع خود جنایاتی مرتکب می‌شود که قلم‌ها از نوشتن و زبان‌ها از گفتن آن شرم دارند؛ و خیال ابلهانه «اسرائیل بزرگ»! آنان را به هر جنایتی می‌کشاند .
     
  2. من کرارا گوشزد نموده ام که رابطه ما با امثال آمریکا، رابطه ملّت مظلوم با جهانخواران است. صحیفه نور، جلد: 12، ص : 40،

     
  3. با آمریکا و روابط ما با نمی دانم شوروی و روابط ما با اینها یک چیزی است که برای ما یک صلاحی دارد این مثل رابطه بره با گرگ است رابطه بره با گرگ ، رابطه صلاحمندی برای بره نیست اینها می خواهند از ما بدوشند. صحیفه نور، جلد: 10، ص : 58 و 57،

دباره ولایت فقیه مطلقه می فرمایند:

  1. چشم هایتان را باز کنید! اهل خبره چشمشان را باز کنند. کسانی که با ولایت فقیه مخالفت می کنند بر خلاف این چیزی که ملت آنها را تعیین کرده است عمل می کنند، وکالت ندارند در این امر.....( صحیفه امام، ج 10، ص: 222)

     
  2. من به همه ملت، به همه قوای انتظامی، اطمینان می دهم که امر دولت اسلامی، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت نخواهد وارد شد. گویندگان و نویسندگان نترسند از حکومت اسلامی، و نترسند از ولایت فقیه. ولایت فقیه آن طور که اسلام مقرر فرموده است و ائمه ما نصب فرموده اند به کسی صدمه وارد نمی کند؛ دیکتاتوری به وجود نمی آورد، کاری که بر خلاف مصالح مملکت است انجام نمی دهد، کارهایی که بخواهد دولت یا رئیس جمهور یا کس دیگری بر خلاف مسیر ملت و بر خلاف مصالح کشور انجام دهد، فقیه کنترل می کند، جلوگیری می کند. (صحیفه امام، ج 10، ص: 58)

     
  3. نگویید ما ولایت فقیه را قبول داریم، لکن با ولایت فقیه اسلام تباه می شود! این معنایش تکذیب ائمه است؛ تکذیب اسلام است و شما مْن حَیثُ لَا یشْعُر [از آن جهت که نمی دانید و نمی فهمید] این حرف را می زنید. بیایید دنبال ملت که همه با هم به جمهوری اسلامی رأی داده اند و در مقابل آنها یک عده، یک عده بسیار معدود، یک از صد، یک و نیم از صد، با اینکه همه قوای خودشان را جمع کردند رأی خلاف دادند. شما تبعیت بکنید از اکثریت قریب به اتفاق ملت، تبعیت بکنید از اسلام، تبعیت بکنید از قرآن کریم، تبعیت بکنید از پیغمبر اسلام، مخالفت نکنید این قدر.( صحیفه امام ج 10 ص : 59)

انتهای پیام/ غ


[ یکشنبه 94/10/6 ] [ 10:13 صبح ] [ منیره غلامی توکلی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سوگند به قلم و آنچه می نویسد «‌ن و القلم و ما یسطرون » کدامین قلم و کدامین سطرها می تواند مورد نظر پروردگار باشد!‌ پاسخ این سؤال سخت نیست اگر با کلام خدا مونس باشی آنجا که می فرماید: قلم وسیله تعلیم شماست « الذی علم بالقلم » . به صراحت می توان گفت که خدا بر دوات و قلمی سوگند می خورد که وسیله ای برای تعلیم بندگانش باشد و چه دواتی ماندگارتر و چه قلمی شیواتر از دوات و قلمی می توان یافت که سطر سطر نوشته هایش در مورد شهید و شهادت باشد؛ موجودی که در ذات مفاهیم متعالی تعلیم و تعلم نهفته است .
موضوعات وب



qalamdoon

امکانات وب


بازدید امروز: 581
بازدید دیروز: 752
کل بازدیدها: 898103