سفارش تبلیغ
صبا ویژن

قلمدون
 
این وبلاگ به کمپین *من عاشق محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) * هستم، پیوست
تقویت فرهنگ گفتگوی زوجین؛ ضرورت استحکام خانواده

منیره غلامی توکلی - طنین یاس


ضرورت گفتگو بین زوجین / استحکام خانواده

جوان همانطور که در خانواده و از طریق روابط اجتماعی در محیط های مختلف آموزشی و کاری می تواند به شناخت درست از زندگی و به صورت اخص ازدواج دست پیدا کند ، بعد از تشکیل خانواده هم می تواند بر اساس همین ارتباطات بخصوص عمیق کردن ارتباط میان خود و همسرش در استحکام بنیان خانواده قدم بردارد .

برای شروع هر کاری  نیاز به دلایلی محکم داریم . هر قدر که کار ما بنیادین و حرکتی زیربنایی باشد ،‌ قطعا نیاز به کسب آمادگی ، مهیا کردن شرایط انجام شدن کار ، اخذ آگاهی نسبت به مراحل و سختی های پیش رو  و نیاز سنجی درست  برای در نظر گرفتن زمان و نحوه اجرای آن  بیشتر و حیاتی تر  خواهد بود.
تشکیل خانواده به عنوان زیربنایی ترین ساختار اجتماعی بشر ،‌ خود مهم ترین حرکت جوانان در زندگی محسوب می شود . کارشناسان و روانشناسان حوزه مسائل خانواده برای ازدواج و شروع تشکیل خانواده ای مستقل، دلایل مختلفی را بیان می کنند که بخشی از این دلایل مقبول و درست و بخشی از آن می تواند نادرست و خطرناک باشد .
از دلایل درست ازدواج می توان به پیدا کردن مونس، همدم و همراه زندگی ، حمایت کننده ، شریک جنسی و نیاز به  استقلال و برآورده کردن آرزوهایی مانند مادر شدن و پدر شدن اشاره کرد . اگر ما به فرزندان خود قبل از اقدام به تشکیل خانواده ، آموزش لازم  جهت نیاز سنجی درست برای  اقدام به ازدواج  و فرصت جهت شناخت جنس مخالف داده باشیم ،  آنها با آگاهی و شناخت بهتر و عقلانی تر از جنس مخالف ، ضرورت های درست تشکیل خانواده  و چرایی و چگونگی آن با معیارهای صیحیح ازدواج آشنا شده و راه های خوب زندگی کردن را آموخته و قدم به مرحله جدید زندگی می گذارند .  
اما اگر دلایل فرد برای تشکیل خانواده مجموعه دلایلی نادرست چون  :‌شورش علیه والدین، رهایی از سختگیری‌ها، جستجو برای استقلال فردی، التیام ارتباط شکست خورده و عشق و صمیمیت  باشد ،‌ می توان پیش بینی کرد که اقدام به ازدواج و تشکیل خانواده، منجر به طلاق  رسمی یا نهایتا طلاق عاطفی خواهد شد.  البته  کسانیکه برای رهایی از تنهایی ، عشق و صمیمیت ازدواج می‌کنند از انگیزه خوبی برخوردارند ولی این دو انگیزه به تنهایی کافی نیست و اگر این عشق با شناخت نادرست صورت گرفته باشد در آینده ای نچندان دور می تواند ، شکست های بزرگ عاطفی را رقم بزند.  
جوان همانطور که در خانواده و از طریق روابط اجتماعی در محیط های مختلف آموزشی و کاری می تواند به شناخت درست از زندگی و به صورت اخص ازدواج دست پیدا کند ، بعد از تشکیل خانواده هم می تواند بر اساس همین ارتباطات بخصوص عمیق کردن ارتباط میان خود و همسرش در استحکام بنیان خانواده قدم بردارد . در ادبیات روانشناسی خانواده به راه های رسیدن شناخت افراد از هم ،برآورده کردن نیازهای یکدیگر و  چگونگی برخورد با خواسته های و نیازهای همسر "‌ مهارت همسرداری"  می گویند.   در واقع می توان گفت :‌ مهارت های همسرداری یعنی زن و شوهر  حقوقی که اسلام برای هر کدام   تعیین  کرده رعایت کنند و در کنار آن  با شناخت توانمندی‌ها ، تفاوت‌ها و حساسیت‌های یکدیگر ، بتوانند به نیازهای جسمی ، عاطفی ، روانی و جنسی یکدیگر  پاسخ دهند، بطوری که هر دو احساس رضایت خاطر کرده و  به آرامش نسبی دست یابند.
اما باید دانست که مهم ترین و مؤثر ترین روش برای شناخت زوجین نسبت به هم ، راه های ارتباطی بخصوص ارتباط کلامی و در کنار آن نگاه است . با صحبت کردن علوم و تجربیات منتقل ، عواطف آشکار ،‌خواسته ها بیان ،‌ کدورت ها و محبت ها عیان شده و چه بسا در بیشتر مواقع با رفع سوء ظن ور روشن شدن ابهامات و رسیدن به یک نظر مشترک  روابط از هم گسیخته ،‌پیوند می خورد .
یکی از دلایل مهم طلاق های زن و شوهر ها ، در نظر نگرفتن زمان کافی برای شناخت از هم و درک خواسته ها و نیازهای طرفین و در نتیجه سوء تفاهم ها و لجبازی ها است . در حالیکه اگر ما زمان کافی ،‌ بیان نرم و تأثیرگذار برای بیان خواسته های خود ،‌وقت شناسی درست در بیان خواسته های خود و  اولویت بندی کردن نیازهایمان داشته باشیم ،‌ چه بسا بتوانیم با صحبت کردن مشکلات را حل و یا به یک راه حل مناسب برای رفع آن برسیم .
باید در نظر گرفت که عنصر نگاه در هنگام صحبت کردن نشانه توجه فرد به گفته های متلکم است و اگر مخاطب از این عنصر به درستی استفاده نکند؛ قطعا صحبت کردن نه نتها از حرف زدن احساس رضایتمندی نخواهد کرد بلکه همین حرکت می تواند سرآغاز بسیاری از بگومگوها باشد.
زن و شوهر دوست دارند که  همسرشان حمایت‌کننده و نقطه اتکاء آنها باشد حال  اگر در این حرکات و خواسته های آنها موجبات سرزنش کردن را فراهم سازد این نقطه اتکاء از بین رفته و موجب حس جدایی و در نهایت سرخوردگی و کدورت می‌شود  که این عوامل می تواند در روابط جنسی آنها هم که براورده شدنش از نظر اسلام  امری مقدس است و آمار نشان میدهد عدم رضایت از روابط جنسی مهم ترین عامل طلاق بین زوج هاست ،‌تأثیرگذار خواهد بود .
افرادی که دارای پرخاشگری ، عصبانی ،  مستبد ،‌خود رایی و غرق شده در دنیای کاری و اقتصاد ،‌ ناتوان در بیان احساسات هستند ؛ در جرگه افرادی قرار می گیرند که از  عنصر ارتباط کلامی در تحکم بنیان خانواده خود استفاده لازم را نمی  برند و همین امر می تواند زندگی آنها را تا مرحله فروپاشی و رخداد طلاق عاطفی پیش ببرد . بی اهمیت جلو ه دادن سردی روابط بین همسران بار مشکلات خانواده را سنگین تر کرده و سایه شوم جدایی را بر سر زندگی مشترک می اندازد.  
در بروز اختلافات میان زن و شوهر ، رعایت نکردن تفاوت سنی ،  عدم توجه به تفاوت‌های دینی و مذهبی -فردی از نظر ایمان سست باشد زودتر منحرف می‌شود در نتیجه باید با افراد با اعتقاد قوی ازدواج کرد- ،  عدم توجه  به تفاوت‌های اجتماعی چون، بنیه های مالی و مدارک تحصیلی   هنگام ازدواج ، می تواند تأثیرگذار باشد . در آتش افروزی اختلافات خانواده زوجین نیز بسیار تأثیرگذار هستند! چرا که لازم است خانواده دو طرف حریم ازدواج را محترم بشناسند و روابط زناشویی فرزندانشان را به رسمیت بشناسند که در این شرایط می‌توان از بسیاری از آسیب‌ها جلوگیری کرد.   
حال اگر  موارد فوق در انتخاب همسر رعایت نشود و دخالت بی جای والدین هم چاشنی این موضوع شود ، حتی تولد فرزندان نمی تواند مانع از فرو ریختن سقف یکدلی در بین زوجین شود . چرا که در دنیای ما  با توجه به شاغل بودن زن و مرد ؛ بچه دار شدن می تواند دلیلی برای غفلت هر چه بیشتر زن و مرد از هم شود و اندک وقت باقی مانده را نه برای یکدیگر که برای حل مسائل فرزند ، صرف کنند .
در این صورت است که یمن حضور فرزند برای آنها فقط در این حد است که طلاق رسمی صورت نگرفته و فقط فقط رنگ و عطر تعلق خاطر از زندگی آنها رخت بررسته و جدایی را زیر یک سقف تجربه کنند .
از طرفی در بسیاری از خانواده‌ها، تصور غالب این است که پس از تولد چند فرزند، ‌ابراز علاقه بر آنها حرام است و به اصطلاح از آنها گذشته که به هم بگویند: «دوستت دارم.» این دوری، که در خانواده‌های ایرانی بسیار دیده می‌شود، عامل موثردر سردی روابط عاطفی است.
 یکی دیگر از دلایل طلاق عاطفی زوجین از هم در هنگام گفتگو و تغییر لحن از صحبت عادی به پرخاشگری و به اصطلاح کم  نیاوردن از یکدیگر است   که گاه منجر به زدن حرفی می شود غیر قابل جبران ، حرفی که خاطره ای تلخ و دل شکستگی سختی را به وجود می آورد حرفی گفته می‌شود که جبرانش دشوار است و خاطرات تلخی از خود به جای می‌گذارد.
از این رو زوجین ،‌با فاصله گرفتن از هم سعی می کنند خلاء عاطفی موجود در ز ندگی خود را در خارج از منزل پر کنند که این عوامل، زمینه ساز بسیاری از مشکلات خلاقی اجتماعی میشه .
در حالیکه  روابط بین زوجین بخش با اهمیتی از زندگی مشترک را تشکیل می دهد  و رشد فکرى افراد، افزایش خلاقیت و اعتماد به نفس زمانى در یک خانواده افزایش پیدا مى کند که افراد خانواده از نظر عاطفى ساعات بیشترى را براى گفتگو در کنار یکدیگر بگذرانن.د طلاق عاطفی و دور شدن  زوج از هم دلیل بسیاری از  تنش هاى زناشویى است که سرچشمه اش نبود فرصت براى حل مسائل و حل تنش هاى به وجود آمده است.
همسران باید بدانند که  گفتگو فقط راهی برای رسیدن به مقصد نیست بلکه خودش هدف و مقصد است. به عبارت دیگر گفتگو در ازدواج می‌تواند کمک شایانی به برقراری ارتباط مثبت و حل مشکلات کند.    ایجاد مودت و محبت یکی دیگر از نتایج گفتگو بین زن و شوهر است که به حمایت از یکدیگر  و  درک متقابل است که  انگیزه های همدلی را  افزایش می دهد  .  علاوه بر این با گفتگو کردن می توان به چهار چوب فکری شریک زندگی خود پی برده  و نیازهای او را شناخته و حتی بعد عاطفی وی را تأمین کنید .
حضرت علی بن الحسین امام سجاد علیه السلام در مورد حقوق همسر فرموده اند : و اما حق همسرت آن است که بدانی خداوند متعال با آفرینش او وسیله ارامش و رفاه و انس و نگهداری تو را فراهم نموده است.
هر کدام از شما زن و مرد بر نعمت وجود دیگری خدا را سپاس گوید و بداند که این نعمت الهی است.
بر او و بر تو واجب است که نعمت الهی را گرامی داشته و در معاشرت با او خوشرفتاری و رفق پیشه کنی اگرچه حق تو بر زن سخت تر و رعایت محبوب و مکروه تو (اگر زیاده خواهی نباشد) بر او لازم تر است ، ولی زن حق مهربانی و انس بر تو دارد و جایگاه آرامش و آسایش غریزه ای ست که گریزی از آن نیست و این حق بزرگی است.

                                                                         



نوشته شده در تاریخ شنبه 91/10/2 توسط منیره غلامی توکلی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک