سفارش تبلیغ
طراحی فروشگاه اینترنتی
طراحی فروشگاه اینترنتی

قلمدون
 
این وبلاگ به کمپین *من عاشق محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) * هستم، پیوست

تعمیق فرهنگ ازدواج آسان؛ کاری که کرونا توانست؛مسئولین نتوانستند!/ تغییرنگاه مردم به ازدوج آسان از برچسب" نداری" به عنوان "خیری"!

 

یکی از فرصت های قابل تأمل در دوران شیوع کرونا مسئله تعمیق فرهنگ ازدواج آسان است که در شرایط عادی با وجود تمام تلاش هایی که از سوی بخشی از جامعه صورت می گرفت، بی نتیجه مانده بود! از بهمن سال گذشته تا کنون شاهد رونق و رواج ازدواج های آسان و کم خرج و حتی ازدواج های خیرخواهانه هستیم! تشکیل زندگی که نه تنها بار مضاعف برای زوج به همراه ندارد بلکه مسیر آنها را برای پیشبرد اهداف زندگی مشترک شان هموار کرده است.

منیره غلامی توکلی:

یک سال پیش وقتی صحبت از ازدواج آسان می شد، دختران و پسرانی که در شرف ازدواج بودند واکنش های متفاوتی از خود نشان می دادند. برخی از کنارش بی تفاوت می گذشتند و برخی دیگر با روی ترش کردن، بزرگ ترین آرزوی هر تازه عروس و تازه دامادی را پوشیدن لباس سفید عروس، کت و شلوار دامادی و برگزاری مفصل ترین و مجلل ترین جشن ها می دانستند. انگشت شمار بودند عروس و دامادهایی که به برگزاری جشن های ازدواج آسان رضایت می دادند. این تازه دامادها و تازه عروس های آینده نگر، بیشتر از قشر دانشجو و طلبه ای بودند که در مراسمات ازدواج های دانشجویی شرکت می کردند.
برداشت های منفی از ازدواج آسان از فقر تا خساست!
این ذهنیت که ازدواج آسان و کم خرج برای قشر ضعیف جامعه است و مقتلی برای ذبح کردن آرزوهای جوانان می باشد، باعث شده بود که علاقمندان به این دست ازدواج ها از دختر و پسر گرفته تا خانواده های آنها در مضن اتهام خساست یا بی ارزش شمردن عروس و داماد قرار بگیرند. از طرفی وضیعت فرهنگی جامعه در اندازه هایی بود که با شنیدن خبر ازدواج آسان یک دختر و پسر، برچسب فقر و نداری بر پیشانی آنها می زد!. همین مسئله بازخورد منفی از سوی خانواده ها ایجاد کرده بود و اکثراً خانواده دختر رضایت به ازدواج آسان یا با تشریفات کمتر نمی دادند و آن را در شأن دختر خود نمی دیدند.
البته این دست خانواده ها غافل از این مسئله مهم بودند که زوج جوانی که برای براورده کردن آرزوی خود یا خانواده اش یا اعاده حیثیت از طبقه اجتماعی خود! پا را از گلیمش فراتر نهاده است، سال های سال باید خرج کلان تمامی مراسمات ازدواج و حواشی آن را بپردازد! چیزی که در این سال های اخیر کمتر از 200 تا 300 میلیون تومان نمی شود از این رو همین زن و شوهر جوان چند سالی آرزوی بزرگتر خود یعنی« پدر و مادر » شدن را به تأخیر می انداختند!
کارستانی که کرونا کرد و مسئولین نکردند!
یکی از فرصت های قابل تأمل در دوران شیوع بیماری کوئید 19 مسئله تعمیق فرهنگ ازدواج آسان است که در شرایط عادی با وجود تمام تلاش هایی که از سوی بخشی از جامعه صورت می گرفت، بی نتیجه مانده بود! از بهمن سال گذشته تا کنون شاهد رونق و رواج ازدواج های آسان و کم خرج و حتی ازدواج های خیرخواهانه هستیم! تشکیل زندگی که نه تنها بار مضاعف برای زوج به همراه ندارد بلکه مسیر آنها را برای پیشبرد اهداف زندگی مشترک و آرزوی قلبی شان یعنی زندگی راحت و کم دغدغه تر براورده ساخته است.
چیزی که جالب توجه است رشد فزاینده ازدواج های خیرخواهانه است! ازدواج هایی که در آن زوج متناسب با خرجی که می خواستند برای ریخت و پاش های مراسمات مختلف عروسی شان انجام دهند آن را به میل خود در خدمت مبارزه با کرونا و نجات جان هموطنان شان ، فراهم کردن شرایط ازدواج آسان سایر زوج های کم درآمد و مستضعف، کمک به مخارج درمان بیماری های صعب العلاج و تهیه و توزیع بسته های معیشتی، قرار دادند.
بازخورد مثبت ازدواج زوج تهرانی از ارسال پیام های تبریک و کارت هدیه بزرگ ترها
محسن صالحی دولابی یکی از جوانانی است که اردیبهشت امسال به جرگه متأهیلن پیوسته است او که خود را کارگر صنعتی معرفی می کند درباره نحوه ازدواجش می گوید: همزمان با میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام با همسرم عقد کردیم، آن هم عقدی بسیار ساده با حضور پدر و مادر و خواهر و برادرهای مان! قبل از آن هرگز فکر نمی کردم که با برگزاری یک مراسم ساده عقد بتوانم خاطرات خوبی را برای همسرم به یادگار بگذارم اما به راستی عقد ما با تمام سادگی اش زیبا و منحصر به فرد شد! هفته آینده هم قرار است زندگی مشترک خود بار دیگر با مهمانی بسیار کوچک 12 نفری متشکل از پدر و مادر و خواهر و برادرهای مان برگزار کنیم.
حسنا همسر آقا محسن نیز با اشاره به اینکه بازخورد خوب مراسم عقد ساده ما در بین خانواده من و همسر باعث شده است که با اعتماد به نفس بییشتری این تصمیم خود را عملی کنیم می گوید: حتی از برخی بزرگ ترها شنیده ام که کادوی عروسی مان را نیز به صورت کارت هدیه یا هدیه ای که مادرشوهر یا مادر خودم می دهند ، فراموش نکرده و می خواهند در شادی ما سهم بیشتری داشته باشند.
متأسفانه در مقابل این زوج های جوان فهمیده برخی از زوج ها هم هستند که با ندانم کاری های خود نه تنها روز عروسی شان را شاد ترین روز و خاطراتش را زیباترین خاطرات نمی کنند بلکه این روز را روز اجل معلق عزیزترین کسان خود می کنند!
یک عمر، غصه نبودن عزیزترین افراد زندگی به ازای یک شب جشن عروسی !
زهرا مولاعلی بانوی خانه داری است که برادرش ساکن شیراز است و با دلواپسی خواهرانه جویای احوالات او می شود. وی در در حالیکه به شدت بعض کرده است می گوید: خودخواهی ها بعضی مواقع به از دست دادن جان عزیزترین افراد انسان ختم می شود! چند روز گذشته با تمام صحبت هایی که از سوی دست اندرکاران ستاد ملی مبارزه با کرونا صورت گرفت یکی از اقوام همسر برادرم در شیراز جشن عروسی گرفت. هر چند این جشن خیلی هم مفصل نبود اما بخاطر سرپوشیده بودن مکان عروسی و ... از 30 نفر مهمان عروسی 17 نفر کرونا گرفته و 10 نفر فوت شدند . من نگران خانواده برادرم هستم که متأسفانه مجبور به شرکت در چنین مهمانی شدند!
مولاعلی که خود تحصلات حوزوی دارد ادامه می دهد: به نظر من این اتفاقات که بخاطر خودخواهی های برخی از افراد پیش می َآید حق ناس بوده و کسانی که مسبب از دست رفتن عده ای افراد می شوند ، قاتل هستند!
جای تعجب است که چرا برخی از افراد هنوز با تمام اطلاعات و اخباری که از بیماری خطرناک و کشنده کرونا به اطلاع عموم می رسد، ادعای عدم باور خطرناکی این ویروس را دارند و بهانه جویانه دست از مسافرت ها و دورهمی ها و جشن های خود بر نمی دارند! اگر این دست افراد فقط جان خود را به بازی گرفته بودند کمتر از طعم رفتار آنها حماقت و نادانی به گوش می سید اما همین که عده ای دیگر را نیز با خود همسفر آخرت می کنند خطای شان قابل بخشش نیست و نخواهد بود!

عکس تزئینی
سمیرا رمضانی در گفت وگو با خبرنگار طنین یاس با اشاره به مطالب بالا می گوید: ما سه خواهر و یک برادر هستیم و خدا روشکر هم وضعیت اقتصادی پدرم مناسب است و هم برادرم شغل خوبی دارد . برادرم امسال در ابتدای شیوع کرونا نامزد کرد و همین چند هفته ی پیش بخاطر حفظ سلامت بزرگترها از پدر و مادرها گرفته تا پدربزرگ و مادربزرگ ها و حتی کودکان؛ بدون برگزاری جشن با مهمانی کوچک، زندگی مشترک خود را آغاز کردند.
سالگرد ازدواج متفاوت در اننظار عروس و داماد دامغانی
خانم رمضانی با اشاره به اینکه سال های سال منتظر ازدواج تنها برادرمان بودیم می گوید: پدر و مادرم آرزو داشتند که محمد برادرم را در لباس دامادی و با مجلل ترین مجالس به خانه بخت بفرستند اما این آرزو در برابر آرزوی سلامتی همه اعضای خانواده به طور دیگری براورده شد و حال زوج جوان ما با خوشبختی در کنار هم زندگی می کنند.
در گفت وگوی تلفنی که محمد رمضانی تازه داماد اهل دامغان ضمن تبرک ازدواجش می پرسم، از ازدواج ساده خود پشیمان نیست؟ بهتر نبود سالی صبر می کرد و بعد با توجه به تمکین مالی که دارد ، عروسی بزرگ و تشریفاتی برای همسرش می گرفت؟ می گوید: عمر انسان و لحظات با هم بودن ارزشمند تر از برگزاری یک شب جشنی است که قرار است حداقل دو سالی برایش صبر کنیم! ما این تصمیم را با هم گرفتم من و همسرم و هرگز هم پیشمان نیستیم اما من به او قول داده ام با ریشه کن شدن کرونا سالگرد ازدواج مان را به چندین سفر زیارتی از مشهد مقدس تا سوریه برویم.

عکس تزئینی و مربوط به عروس و داماد عجب شیری است
اخبار هر کجای ایران را که رصد می کنی صحبت از کمک های مؤمنانه و لبیک گفتن به سخنان رهبر انقلاب اسلامی مبنی بر دست گیری از نیازمندان است و در این راه هر کسی از ظن خود یار و همراه رهبر خود شده است. یکی بسته های معیشتی تهیه می کند ، آن دیگری نان رایگان پخت کرده و توزیع می کند، در محله های فقیرنشین خیرینی کودکان و نوجوانان دانش آموز را برای رفتن به مدرسه مهیا می کنند و برخی نیز خانه دل عروس و دامادهای نیازمندی که مدتی است نتوانسته اند زندگی مشترک خودد را آغاز کنند، شاد می کنند.
شب عروسی، دعای هموطنان بدرقه زندگی ام شد
الهام موسوی نیز تازه عروسی است که ازدواج خیرخواهانه را برگزیده است او که اصالتا گیلانی است ، با توافق خانواده های شان مخارج عروسی و تشریفات آن را برای کمک به ساکنین مناطق کمتر برخوردار و دانش آموزان نیازمند اختصاص دادند. الهام خانم می گوید: آن شبی که قرار بود به خانه بخت بروم، آرامش عجیبی داشتم ! اینکه با حضور خودم و شوهرم و همکاری خانواده بسته های کمک معیشتی و کمک تحصیلی را بین نیازمندان تقسیم می کردیم و دعای خیر آنها را با گوش خودم می شنیدم ، چنان آرامشی به قلبم سرازیر شده بود که توصیف آن درست مانند آرامش انسان هنگام قرآن خواندن است!
یوسف همسر خانم موسوی نیز در ادامه صحبت های او می گوید: از وقتی این کار خیر را انجام داده ایم تازه حلاوت شاد کردن و باز کردن گره از کار مؤمنین را چشیده ام و هرگز نمی گذارم این شیرینی فراموش شود و بارها و بارهای دیگر نیز در اندازه توان خود به کمک هموطنان نیازمندم خواهم رفت.
انتهای پیام/*




نوشته شده در تاریخ شنبه 99/8/17 توسط منیره غلامی توکلی

"ریحانه پارسا"ها، قصه نافرجام افرادی که در هپروت آزادی به بردگی گرفته می شوند!

کشورهای مهاجم برای کارهای تبلیغی و ضدتبلیغی علیه کشورهای هدف نیاز به بردگانی دارند که فکر و عقل خود را به کار نیندازند و سوابق ملی و دینی خود را نادیده بگیرند و چشم و گوش بسته برای اجرای طرح های آنها اقدام کنند از این رو یک سری از بازیگران، ورزشکاران و چهره های شناخته شده کشورمان بدون اینکه متوجه شوند که از یک شهروند آزاد یا از فردی که هویت ملی و هویت دینی مشخصی دارد در حال تبدیل شدن به برده هستند در پی یافتن سراب آزادی و رفاه بیشتر در خدمت آنها قرار می گیرند!.
ریحانه پارسا و مصی علینژاد

منیره غلامی توکلی:  مهاجرت ریحانه پارسا و حاشیه های که این بازیگر جوان و کم کار سینما و تلویزیون در مصاحبه ای که با مصی علینژاد و محسن افشانی به راه انداخته است بعد از کشف حجابش و اعلام ازدواج سفیدش با مهدی کوشکی، وارد فاز جدیدی از واکنش های اجتماعی شده است.
ریحانه پارسا در گفت وگویی که با مصی علینژاد داشته گفته است که بعد از کمپین ضد حجاب علینژاد موسوم به چهارشنبه های سفید در ایران تلاش کرده تا در خیابان و مترو بی حجاب باشد. او بعد از اعلام بردگی مصی در ادامه با پرده بردای از رابطه خود با مهدی کوشکی گفته که هرگز با وی ازدواج نکرده و شناسنامه اش سفید است و مجبور شده بگوید که شوهر دارد تا در امان باشد!. در ادامه این گفت وگو رابطه با پویان یکی از چهره های بی بندوبار اینستاگرامی آخرین تعاریف وی برای نشان دادن میزان هرزگی خود بود!.
به نظر می رسد این بار ریحانه برای گرفتن اقامت از کشورهای اروپایی یا شاید هم ترکیه! دست به دامان خاله مصی شده است تا با سوژه ای جدید به اسم " ازدواج سفید" در کنار " مبارزه با حجاب" بتواند برای ختم آواردگی خود خواسته اش، خانه ای دست و پا کند! غافل از اینکه مصی خود یک بازی خورده ی ورشکسته است که با دست و پا زدن زیاد و آویختن بر امثال کسانی مثل ریحانه ، حفظ حیات سیاسی و اجتماعی کرده است!
اما باید دید عاقبت کار ریحانه وریحانه ها به کجا ختم می شود! او که در پایان گفت وگوی خودش با مصی علینژاد اذعان کرده «صد ساله سیاه» هم به ایران بر نمی گردد به خوبی آینده تاریک خودش را پیش بینی کرده و تلویحا گفته است که خانه و سرزمینی برای زندگی ندارد!
معصومه میرشفیعیان کارشناس مسائل فرهنگی در گفت و گو با خبرنگار طنین یاس، درباره این دست مهاجرت ها و اظهارنظرهای عجیب و غریب افراد در فضای مجازی می گوید: بزرگترین برداشتی که از این اتفاقات و روند رو به افزایش آن می توان داشت این است که اتاق های فکر ضد نظام جمهوری اسلامی ایران آن طرف آب های با طراحی سناریوی فرهنگی – تبلیغی که بار رسانه ای مشخص دارد به انحاء گوناگون اعم از مستقیم، غیرمسقیم، از طریق شبکه های ماهواره ای و اجتماعی یا حتی نشست ها و شوهایی که در داخل کشور به صورت محرمانه برگزار می شود، در صدد استخدام بردگان تبلیغاتی هستند!.
وی ادامه می دهد: این یک واقعیت است که فرهنگ ها و کشورهای مهاجم برای کارهای تبلیغی و ضدتبلیغی علیه کشورهای هدف نیاز به بردگانی دارند که فکر و عقل خود را به کار نیندازند و سوابق ملی و دینی خود را نادیده بگیرند و چشم و گوش بسته برای اجرای طرح ها و اقدامات آنها اقدام کنند.
این فعال فرهنگی با بیان اینکه ضدنظام سناریوی جذب بردگان تبلیغی خود را با یک فرایند مشخصی انجام می دهد، می افزاید: یک سری از بازیگران، ورزشکاران و چهره های شناخته شده کشورما بدون اینکه متوجه شوند که از یک شهروند آزاد یا از فردی که هویت ملی و هویت دینی مشخصی دارد در حال تبدیل شدن به برده هستند. برده ای که بازیچه دست افراد معلوم الحالی مثل مصی علینژاد قرار می گیرند.
میرشفیعیان تصریح می کند: اگر به سال های گذشته و سرنوشت افرادی که مهاجرت کرده اند -از مصی گرفته تا افراد کمتر رسانه ای شده - نگاه کنید این واقعیت برای ما مشخص می شود که آنها دیر یا زود متوجه خواهند شد که بردگان تبلیغی بیش نبوده و نیستند! اما اکنون شرایط طوری برای شان طراحی شده است که اکنون حس بردگی ندارند.
وی ادامه می دهد: مهم ترین توصیف من از این دست افراد این است که آنها دست به انتخاب بردگی خود خواسته بعد از برخورداری از یک فضای "آزادی" و " آزادانه ای" زدند که دست هایی پشت پرده برای شان تدارک دیده بود!
این فعال فرهنگی در پاسخ به این سؤال که چرا چهره های شناخته شده زنان در وادی هنر یا ورزش وقتی از کشور خارج می شوند در اولین اقدام چه به صورت دفعی و چه به صورت مرحله بندی شده کشف حجاب می کنند؟ می گوید: انگشت گذاشتن ضدنظام و ایادی آنها بر مسئله شرعی و عرفی حجاب به این دلیل است که پدیده عفت مداری ، حجاب و حیا را در کشور ما خدشه دار کنند زیرا آنها از قدرت نرم این مسئله فرهنگی – عقدیتی ما باخبر هستند و می دانند وقتی به این مقوله مهم خدشه وارد شود، اقتصاد، سیاست ، فرهنگ و رشد کشور زیر سؤال می رود.
این کارشناس فرهنگی، تأکید کرد: دغدغه مندی ضدنظام بر حجاب و عفاف و دشمنی علنی آنها با این مقوله نیز بر اساس سناریویی است که یکی از مراحل خجالت کشیدن محجبه ها از حجاب و مطرود شدن آن در خانواده ها و در مرور زمان نادیده گرفته شدن آن در جامعه است!
انتهای پیام/*



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 99/8/14 توسط منیره غلامی توکلی

سازماندهی لشکری از بی هویت ها توسط مصی علینژاد/ تلاش های مذبوحانه ضدنظام در جبهه براندازی فرهنگی با هدف ساقط کردن نظام اسلامی

متأسفانه تعدادی از جوانان کشور ما بازیچه دست به اصلاح براندازانی شده اند که خود چون عروسک های خیمه شب بازی در دستان دشمنان ضد نظام چرخانده می شوند! و هر چقدر خوش دست تر و خوش رقص تر باشند قطعا به عنوان فردی بی وطن و بی هویت تحت حمایت بیشتری قرار خواهند گرفت آنها برای تثبیت این حمایت ها راهی ندارند جز اینکه افرادی مثل خود را تربیت و لشکری از بی هویت ها را سازماندهی کنند!
مصی علینژاد و سلبریتی های مهاجر

  منیره غلامی توکلی: این روزها تصاویر و فیلم های کشف حجاب کرده برخی از مجریان و بازیگران زن شناخته شده تلویزیون و سینما یا حتی ورزشکاران زن تیم ملی در فضای مجازی بازتاب بسیاری دارد.
افرادی که تا چند ماه پیش با حجاب اسلامی در برنامه هایی که بیشتر آنها موضوع خانوادگی یا فرهنگی داشت، حضور داشتند و برای مخاطب خود به عنوان یک الگو یا راهنما صحبت می کردند یا با رعایت حجاب اسلامی در میادین بین المللی شرکت کرده و مورد تقدیر قرار می گرفتند، در تصاویر ضبط شده خارج از کشور، مفاهیمی چون هویت ایرانی، فرهنگ ملی، اعتقادات مذهبی، حجاب و عفاف و آنچه را که تا قبل از آن بودند و مردم قبول شان داشتند، به سخره می گیرند!.
این افراد در ایران به واسطه ی شناخته شدن از طریق همین رسانه ها در فضای مجازی به عنوان سلبریتی ها فعالیت می کردند و در مورد هر آنچه می دانستند و نمی دانستند، اظهار نظر کرده و با جریان سازی هایی که اکثراً خط دهی شده از آن سوی مرزها بود، از این طریق برای خود با کسب جایگاهایی چون دلسوز مردم و معترض؛ محبوبیت کسب می کردند .
و صدالبته که در این مسیر قطعاً از تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم شان بر فرهنگ و سبک زندگی و اندیشه آحاد جامعه غافل نبودند.
اما مهاجرت های غیرمترقبه این دست افراد به خارج از کشور مخصوصا یکی از کشورهای همسایه به بهانه داشتن زندگی بهتر و مرفه تر ؛ لکن در واقع بخاطر پیوستن به شبکه های ماهواره ای که اکثر آنها ضد نظام و محتوای ساخته شده توسط آنها نمونه های بارز هجوم فرهنگی به حساب می آید، آسیب های زیادی را برای جامعه به ویژه جوانان و خانواده ها به وجود می آورند.
زنان بازیگر و ورزشکار مهاجر در نخستین حرکت ها با محدود کردن حجاب خود تکه پارچه ای و بعد کلاهی و بعد تر، بدون حجاب در فضای مجازی فیلم هایی از خود منتشر می کنند که گویی هیچ قصدی جز نشان دادن رفاه زندگی خود در خارج از کشور و مخالفت شان با مقوله شرعی، قانونی، عرفی حجاب ندارند. این حرکت تا جایی نمایشی است که گویی مهاجرتشان از کشور، جز مبارزه با حجاب نبوده است! البته کمی بعد از کشف حجاب، همکاری خود را با رسانه های مغرض نظام که برای مخاطب ایرانی شناخته شده است را اعلام می کنند.
نکته کلیدی در این مهاجرت ها این است که افراد در روزها یا ماه اول ترک وطن، اقدام به سیاه نمایی از وضعیت اقتصادی و شغلی خود در کشور – که قطعا خلاف واقع نیز هست- می کنند در حالیکه هدفی جز موجه نشان دادن مهاجرت خود ندارند! اما کم کم روی دیگر سکه ی مهاجرت شان را نشان می دهند. مثلا در این اواخر یکی از خوانندگان قدیمی کشور که به تازگی با همسرش به ترکیه مهاجرت کرده است در سخنانی عجیب و غریب می گوید که وطن معنای خاصی ندارد ! هر کجا که راحت زندگی کنی و آسایش داشته باشی وطن است! این صحبت ها در نخستین نشانه گیری، هویت یک ملت را هدف قرار داده است، هویتی که پایه و اساس حفظ و شکل گیری بسیاری از مفاهیم ارزشمند ملی، فرهنگی و دینی است.
چیزی که در یکی – دو سال اخیر خطرناک جلوه می کند این است که تعداد بازیگران، ورزشکاران و چهره های شناخته شده ای که دست به مهاجرت های حاشیه دار می زنند به طرز تأمل برانگیزی نسبت به گذشته بیشتر شده است! و این نشان می دهد هر چقدر خواب مسئولین ما سنگین تر می شود، دشمنان و ایادی آنها با دست انداختن به قشر هنرمند و ورزشکار در تکاپوی براندازی فرهنگی و به نسبت آن براندازی سیاسی هستند!
اما نحوه خروج این افراد از کشور، محتوای سخنان شان بعد از مهاجرت ،مشخص شدن روابط آنها با مصی علینژاد و از همه مهم تر، کم کردن حجاب و سپس کشف حجاب آنها و پیوستن شان به شکبه های ماهواره ای از اهمیت بالایی برخوردار است! چیزی که باید خواب را از چشم مسئولین بگیرد؛ مگر اینکه خود را به خواب زده باشند.
بدترین نوع مهاجرت را می توان در چندین مهاجرت اخیر ورزشکاران و هنرمندان ایرانی دید! حرکتی برنامه ریزی شده که در اکثر آنها می توان نوعی "ایران هراسی"، "عدم امید به زندگی در ایران"، " عدم آرامش و امنیت در ایران"، "تضعیف حقوق زنان"، مبارزه با "حجاب اجباری" و در نهایت تبلیغ ازدواج سفید را دید!. چیزی که در یک کلام، وطن دوستی و سبک زندگی افراد را که در نهایت هویت ملی و فرهنگی آنها را تشکیل می دهد، هدف قرار داده است!.
اما رابطه اکثر این افراد با مصی علینژاد نشان از هدف نهایی دارد که خود او در چرایی مبارزه اش علیه حجاب بیان کرده و گفته است: « من فقط برای حجاب اجباری نمی‌جنگم، حجاب اجباری یکی از ستون‌های اصلی جمهوری اسلامی و قابل رؤیت‌ترین نشانه ظلم است. برای من این اولین قدم است برای رسیدن به برابری. همان‌طوری که ریگان می‌گفت: «این دیوار را بشکافید.» حجاب همان دیوار است و ما می‌خواهیم این دیوار را پایین بیاوریم. حجاب اگر برداشته شود، باقی کار آسان خواهد بود..»
صحبت های مصی علینژاد این زنگ خطر را به صدا در می آورد که متأسفانه تعدادی از جوانان کشور ما در غفلتی که از سوی دولتمردان، نخبگان جامعه و خانواده صورت گرفته است بازیچه دست به اصلاح براندازانی شده اند که خود چون عروسک های خیمه شب بازی در دستان دشمنان ضد نظام چرخانده می شود! و هر چقدر خوش دست تر و خوش رقص تر باشند قطعا به عنوان فردی بی وطن و بی هویت تحت حمایت بیشتری قرار خواهند گرفت آنها برای تثبیت این حمایت ها راهی ندارند جز اینکه افرادی مثل خود را تربیت و لشکری از بی هویت ها را سازماندهی کنند!
در این مسیر استراتژی اتاق فرماندهی فرهنگی ضد نظام کشور ما سه گام را برای خود متصور شده اند: « تسخیر افکار ملت ایران 2. تغییر افکار ملت ایران 3. در نهایت تغییر رفتار ملت ایران که متأسفانه اکنون توانسته اند در بخشی از اهداف فرهنگی خود به تسخیر افکار و تغییر رفتار دست پیدا کنند! و برای آشنا کردن و تغییر ذائقه فرهنگی و ایرانیان بازیگران و خوانندگان و ورزشکاران تازه به دوران رسیده را به خدمت گرفته اند.
چیزی که نباید فراموش کرد این است که هدف اصلی " تغییر سیاسی ملت ایران است " آنها خوب می دانند که برای تغییر رفتار سیاسی ملت ایران ابتدا باید به دنبال تغییر رفتار ملت ما در حوزه فرهنگی – اجتماعی باشند! این یک حقیقت است و ما اگر فکر کنیم آنها فقط به دنبال تغییر چهره ی فرهنگی – اجتماعی هستند اشتباه بزرگی مرتکب شده ایم.
در حقیقت تغییر چهره فرهنگی – اجتماعی ملت ایران توسط دشمنان، دست آویز و زمینه سازی است برای تغییر نگرش های سیاسی جامعه ما است ؛ بنابراین لازم است وقتی توسط آنها صحبت از « تسخیر افکار » می شود مدافعان فرهنگ کشور ما دقت لازم را داشته باشند.



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 99/8/14 توسط منیره غلامی توکلی

رد سیلی برخی سلبریتی ها بر رخساره فرهنگ و عرف جامعه ایرانی/ اینستاگرام مسلخ هنجارهای اجتماعی و مرکز درآمد سلبریتی های دوزاری

اینکه فردی با حضور در یک سریال چند قسمتی یا بازی در یک فیلم سینمایی یا مجری گری در یک برنامه چند ساعته، سال های سال بتواند به ریش فرهنگ و آداب و رسوم و حتی اعتقادات مذهبی ملت بخندد و آن را به بازی بگیرد اصلا و ابدا قابل توجیه نیست! به نظر می رسد در این زمینه قبل از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ابتدا باید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی احساس وظیفه کند!.

سلبریتی و فضای مجازی
منیره غلامی توکلی: ارتباطات بین برخی از سلبریتی های زن و مرد که داغ ترین اخبار خصوصی ترین بخش های زندگی یکدیگر را در فضای مجازی منتشر می کنند! یا با اعلام ساعت لایو اینستاگرامی بین خود و سلبریتی دیگری که عموماً از جنس مخالف و در رأس اخبار روز است، سعی در جلب مخاطب و القاء ارتباط خارج از محدوده کاری بین خودشان دارند، بحثی است که از منظر تأثیرگذاری نامطلوب بر جامعه قابل بررسی است.
از طرف دیگر ازدواج ها و طلاق های جنجالی و عموما زودرس برخی از سلبریتی ها به عنوان کسانی که خواه و ناخواه در رصد اقشار مختلف جامعه از دانش آموز گرفته تا خانم خانه دار، از دانشجو گرفته تا کارگر و ... هستند ، قطعا خالی از خلل نیست. اینکه سلبریتی ها پیج های اینستاگرامی خود را به آلبومی تاریخی از آغاز آشنایی تا شب عروسی خود یا مملو از تصاویر روابط درون خانه تا خاطرات سفرهای خارج از مرزهای کشور کرده اند و هر ازگاهی هم با دریافت واکنش های مردمی، نسبت به یکی از رفتارها یا کردارهای خود دم از رعایت «حریم شخصی» می زنند و جامعه مخاطب شان را با شدیدترین الفاظ می کوبند، نیز مسئله دیگری است که باید از ابعاد مختلف روانشناسی، عرفی، شرعی ، آسیب های فضای مجازی و جامعه شناسی مورد توجه قرار داد.
به نظر می رسد در روزهای فسرده و کم تحرک کرونایی که حضور مردم در شبکه های اجتماعی بیش از گذشته شده است این فرصت را برای برخی از چهره های حاشیه ساز اینستاگرامی که حتی سابقه محکومیت در زندان را نیز دارند هر چه بیشتر باز کرده است تا علاوه بر ایجاد سرگرمی های نامبارک و مخرب برای مخاطب، برای خود فالور بیشتر و برای جیب های شان اعداد و ارقامی با صفرهای کلان تر دست و پا کنند.

نمونه این دست رفتارها را می توان در حاشیه سازی های ریحانه پارسا از بد ورودش به عرصه بازیگری دید. از کشف حجاب و ولنگاری های رفتاری او بعد از سریال « پدر» تا ازدواجش با مهدی کوشکی و طلاق زودهنگام آنها و اکنون هم مسافرت خارج از کشور و بده بستان خبری که با بازیگر پرحاشیه ای به اسم « محسن افشانی» دارد.
البته در این اتفاقات و جریان سازی ها رد پای سلبریتی هایی وجود دارد که از آنها می توان به عنوان بازیگران یاد کرد، بازیگرانی که اگر چه در سینمای ایران آن هم بخاطر زیبایی، اندام و رنگ چشم های شان « دولت مستعجلی بیش نبودند» اما در دست بازی گردان هایی در آن سوی مرزها به بدترین شکل ممکن به دنبال ایجاد سبک زندگی نامتعارف در کشور هستند و این اقدامات کثیف خود را در خلاء نظارت بر محتوای شبکه های مجازی با نشان دادن عملی ازدواج های سفید، روابط خارج از محدوده ازدواج، بی بندوباری های رفتاری و زشت گویی های زبانی دنبال می کنند.
شاید یکی از دلایل اینکه این دست چهره ها برای ورود به فضای مجازی و شناخته شدن از شغل « بازیگری » استفاده می کنند و به هر شکل ممکن از خرید یک نقش گرفته تا وارد شدن از طریق مافیای بازیگری به سینما راه پیدا می کنند؛ این باشد که درهای سینما و گاه صدا و سیمای کشور ما دولنگه باز است! گویی برای انتخاب بازیگر فقط اندام، رنگ چشم و داشتن روابط از همیت بالایی برخوردار است و ضوابط و مهارت ها هیچ ارجحیتی ندارند!.این خود یک آسیب دیگر است که باید از سوی مسئولین صدا و سیما رفع شود .

بهتر است از بازیگران برای ورود به عرصه تلویزیون و سینما عهد و میثاق پایبندی به شأن بازیگری گرفته شود و شاید هم باید برای ورودشان ضوابطی تعیین شود و رعایت و پایبندی به آن ضوابط و قوانین لازمه حضورشان در این عرصه باشد. اینکه فردی با حضور در یک سریال چند قسمتی یا بازی در یک فیلم سینمایی یا مجری گری در یک برنامه چند ساعته، سال های سال بتواند به ریش فرهنگ و آداب و رسوم و حتی اعتقادات مذهبی ملت بخندد و آن را به بازی بگیرد اصلا و ابدا قابل توجیه نیست! به نظر می رسد در این زمینه قبل از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ابتدا باید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی احساس وظیفه کند!.
اما حال که خبری از این دست نظارت ها نیست ؛ تنها کاری که می توان کرد، هشدار است و هشدار . قطعا حضور سلبریتی های ضد نظام خانواده که در جنگ علنی ضد انقلاب به عنوان پیاده نظام شمشیر بر شرع و عرف حاکم بر جامعه و خانواده کشیده اند سراسر آسیب و پیامدهای ناگوار فرهنگی و اجتماعی است. اما سؤال این است که چرا و تا کی باید دست روی دست گذاشت که این افراد معلوم الحال، پنجه بر رخساره هویت فرهنگی جوانان این مرز و بوم بکشند و وضعیتی بحرانی برای جامعه به وجود بیاورند!؟.
هر چند خود این دست سلبریتی ها برای شانه خالی کردن از خطری که آفریده اند و مسئولیتی که در قبال آن دارند خود را الگوی مردم نمی دانند! اما روانشناسان و جامعه شناسان نظری دیگر دارند. زینب اسدی روانشناس و مشاور خانواده در این خصوص معتقد است که به قطع انسان در هر زمانی و در هر مکانی که زندگی می کند نیازمند یک مرجع رفتاری و یک الگوی برای انتخاب نحوه زیستن خود است و در این زمانه اصلا نمی توان مبحث الگوپذیری جامعه به ویژه جوانان از سلبریتی ها به ویژه بازیگران و چهره های شاخص هنری را رد کرد!.
وی با بیان اینکه به نظر می رسد بخش زیادی از رفتارها مغرضانه این افراد، برنامه ریزی شده و با هدفی مشخص صورت می گیرد، می گوید: بحث الگوپذیری یا رفتار چیز قالبی و کلیشه ای نیست و معمولا این جور یادگیری ها که جنبه تقلیدی و الگوبرداری دارد خیلی مخفیانه و زیرپوستی صورت می گیرد و همین قضیه را خطرناک می کند زیرا نیاز به تعمق بیشتر و کاووش همه جانبه تری دارد.
این روانشناس در خصوص سلامت روحی و روانی این دست سلبریتی ها می گوید: این افراد هویت هایی دارند که شکل نگرفته است و اکثریت افرادی هستند که بلوغ هایی که باید در مسیر زندگی برایشان اتفاق بیفتد ، نرسیده اند.
انتهای پیام/*



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 99/8/14 توسط منیره غلامی توکلی


مادران، پاسداران مرزهای سلامتی روحی و جسمی کیان خانواده

موج سواری کرونا در پاییز و خطر بالا رفتن ابتلای افسردگی در زنان

موج سوم کرونا خود را به پاییز، ماه های شیوع بیماری های فصلی رسانده است با وجود قرنطینه خانگی و شرایط خاص کرونایی حال که خانه مأمن امنی برای همه اعضای خانواده شده است؛ قطعا نقش مادران در ایجاد حفظ آرامش، شادی و امنیت روحی و روانی خانه و اعضای خانواده از اهمیت بالایی برخوردار است و می توان گفت که مادر در این شرایط باید با تمام قوا و با خرج کردن تمام توانمندی خود بتواند خانواده اش را حمایت و هدایت کند و در این مسیر حفظ سلامتی روحی و روانی زنان از اهمیت زیادی برخوردار است.

کرونا و زنان

منیره غلامی توکلی : بالاخره کرونا خود را به فصل پاییز کشاند، فصلی که آغاز روزهای سرد سال است و در آن شیوع افسردگی فصلی امری شایع . در حالی که علت دقیق افسردگی فصلی شناخته شده نیست اما افراد نسبتا زیادی را در جامعه درگیر خود می کند. افرادی که با شروع پاییز و کم شدن نور خورشید ، رنگ باختن سبزینگی طبیعت و برگ ریزان دچار افسردگی شده و به مرور زمان با طولانی شدن این روند دچار احساس بی ارزشی، ناامیدی و دشواری در تمرکز بر روی کارهای روزانه و حتی تخصصی خود می شوند.
زنان پذیرایی بیشترین عوارض افسردگی در جهان
پایین آمدن سطح انرژی و کند شدن روند زندگی برای افراد افسرده، تغییر اشتها و اضافه وزن یا کاهش وزن را به دنبال دارد و این موارد در زنان و دختران بیش از مردان و پسران جوان دیده می شود. اگر افسردگی را مادر بسیاری از بیماری های جسمی و روحی بدانیم آگاهی از این بیماری خطرناک و البته قابل پیشگیری و درمان از اهمیت بالایی برخوردار است.
آمارها نشان می دهد که از هر 10 نفر، یک نفر در مقطعی از زندگی خود افسردگی را تجربه می کند اما به نظر می رسد تقلاهای کرونا برای رسانیدن خود به فصل پاییز می تواند آمارهای این بیماری خطرناک را از سال های گذشته بیشتر کند. در سراسر دنیا احتمال مبتلا شدن به افسردگی در زنان 1,7 برابر مردان است و میزان تأثیرگذاری عوارض جدی افسردگی در زنان 3 برابر مردان می باشد.
تفاوت علائم افسردگی در زنان و مردان
البته علائم افسرددگی زنان بیشتر علائم درون‌گرایانه است که همراه با درد فیزیکی، شکایات بدنی، انزوای اجتماعی و سرزنش از خود نمود پیدا می‌کند و در مردان بیشتر رفتارهای برونگرایانه است که به صورت تحریک‌پذیری، عصبانیت، پرخاشگری و سواستفاده از مواد بروز پیدا می‌کند.
در این ایام که پروتکل های بهداشتی مانع برگزاری مهمانی های خانوادگی، حضور شاد مردم در طبیعت می شود، سالمندان و کودکان در حبس خانگی بیش از گذشته در تنهایی به سر می برند و استرس گرفتار شدن به این ویروس خطرناک در جان تک تک افراد جامعه افتاده است قطعا شاهد شیوع این بیماری در طیف وسیع تری از جامعه به ویژه در گروه سنی سالمندان، کودکان، نوجوانان – جوانان خواهیم بود.
همراهی کرونا و پاییز در بالا بردن نرخ افسردگی در ایران
موج پاییزی – زمستانی کرونا تب و تاب نگرانی ها برای سلامتی جان عزیزان در خانواده ها بالا برده است و همین مسئله باعث شده تحرک، شادابی، امید به زندگی مضاف بر وضعیت بد اقتصادی در سایه ای از نگرانی ها در خانه و خانواده رنگ ببازد و وجود همین دغدغه های فکری است که آسیب های زیادی را بر فرد وارد می کند.
حال که خانه مأمن امنی برای در امان ماندن از بیماری کشنده کرونا شده است ، قطعا نقش مادران در ایجاد حفظ آرامش، شادی و امنیت روحی و روانی خانه و اعضای خانواده از اهمیت بالایی برخوردار است و می توان گفت که مادر در این شرایط باید با تمام قوا و با خرج کردن تمام توانمندی خود بتواند خانواده اش را حمایت و هدایت کند.
تهدیدات روحی کرونا و راهکارهایی برای مادران در مدیریت سلامت روانی خانواده
زهرا لطیفی کارشناس روانشناسی در این باره می گوید: نخستین چیزی که مادران باید به آن توجه داشته باشند حفظ روحیه و سلامتی جسمی و روحی خودشان است.
وی می گوید: اینکه مادر یا زن خانه ، پرستار بیماران کرونایی بستری در منزل هستند، اینکه آنها بیشتر از سایر اعضای خانواده برای خرید به مراکز فروشگاهی می روند، اینکه در روزهای تعطیلی مدارس و آموزش های مجازی به عنوان معلم یار در کنار فرزندان هستند و مسئولیت های آموزشی دانش آموزان را برعهده دارند، اینکه با بیکاری خود یا رکود کاری همسران شان در گذران زندگی دچار مضیقه شده اند و از همه مهم تر اینکه نمی توانند در اندازه های قبل به پدر و مادر خود ر سیدگی کنند و از آنها دور شده اند ... دلایلی است که با وجود آنها می توان به بانوان هشدار داد که از سلامت روحی و جسمی خود بیش از گذشته مراقبت کنند.
این روانشناس و مشاور خانواده ادامه می دهد: در مرتبه بعدی مادری که توانسته است با حفظ روحیه خود سلامتی نسبتا پایداری را برای خود ایجاد کند اینک باید امید به زندگی را در وجب به وجب خانه خود جاری سازد. او باید به خانواده خود مخصوصا سالمندان و کودکان القا کند که این شرایط کرونایی برای همیشه باقی نمی ماند، البته نباید اینگونه برای مخاطب جا انداخت که تحمل چنین شرایطی راحت است بلکه باید او را متوجه این امر کرد که همانطور که فصل ها پشت سر می آیند و می روند بعد از پاییز، زمستان و بعد از آن هم بهار در راه است، بیماری ها و دوران رکود هم به پایان می رسند و قطعا سلامتی و شادی دوباره بازخواهد گشت و ما باید با درک، تحمل و تمرین بیشتر برای گذران زندگی در چنین وضعیتی، حال بهتری را تجربه کنیم.
لطیفی با بیان اینکه فعالیت های فیزیکی یکی دیگر از اقدامات برای کاهش افسردگی و اضطراب است، می افزاید: ورزش در خانه همراه با گوش دادن به موسیقی های آرامش بخش اثر بسیار زیادی بر ارتقاء سلامت روان دارد. طراحی ورزش هایی که می شود در آپارتمان همراه با سایر اعضای خانواده انجام داد خود نیز نشاط دیگری را ایجاد می کند.
وی ادامه می دهد: حتی می شود این گونه نیز متصور شد که ورزش در خانه خود روشی برای استعدادیابی ورزشی کودکان است! اینکه کودک ما به چه ورزش هایی علاقه دارد یا با چه مهارت و ابداعاتی می تواند یک ورزش خیابانی یا سالنی را خانگی کرده و آن را در اتاق اجرا کند از نکات مثبت دورهمی های ورزشی در خانه است.
این مشاور خانواده با اشاره به اینکه توجه به نیایش و دعا به عنوان وسیله ای برای ارتباط با قدرتی فرای تمام قدرت های حاکم بر هستی، برای تحمل سختی ها و مشکلات ما را به بزرگ ترین و موثق ترین منبع حمایتی و تولید انرژی و امید وصل می کند، می گوید: کرونا و قرنطینه های خانگی فرصتی است که والدین به ویژه مادران ساعاتی از روز را به نیایش های گروهی اختصاص دهند البته لازم نیست که این نیایش ها طولانی یا با دعاهایی باشد که حوصله و درک بچه ها از آن عاجز است بلکه می تواند برنامه ای روزانه برای ذکر صلوات یا دعاهایی به ز بان ساده باشد که به صورت خانوادگی و در ساعات مین برگزار می شود نمونه موفق اجرای این برنامه معنوی را می توان در اقامه کردن نماز جماعت در خانه یا تبدیل کردن خانه به حسینیه ماه های عزای حسینی دانست.
این روانشناس با اشاره به اینکه مجازی شدن کلاس های مدرسه دانش آموزان زمان حضور والدین و بچه ها را در شبکه های اجتماعی بیشتر از گذشته کرده است ، نسبت به پیامدهای این قضیه هشدار داده و می افزاید: حضور بیشتر در فضای مجازی یعنی غیبت بیشتر از دنیای حقیقی، عضویت بیشتر در شبکه های اجتماعی یعنی فردیت و جداشدن بیشتر فرد از خانواده که این هم بر احتمال بروز افسردگی اضافه می کند! توجه به این نکته که اخبار ضد و نقیض و اضطراب آور کرونایی در فضای مجازی خود دردسری بزرگ برای خانواده ها شده است.
وی در ادامه برنامه ریزی های فرهنگی – آموزشی درست مانند برنامه ریزی درسی بچه ها در مدارس را برای پر کردن اوقات فراغت خانواده پیشنهاد می دهد و می گوید: همین برنامه ریزی که مدیریت آن باید توسط والدین به ویژه مادران صورت گیرد می تواند استعداد های هنری بچه ها را کشف و شکوفا کرده، ساعات مطالعه آنان را بالا برده ، مهارت های زندگی چون آشپزی ، خانه داری، مهارت همصحبتی، همراهی کردن برای حل مشکلات خانه .. و بروز خلاقیت های فردی آنها را بیش از گذشته کند و همین امر نشاط و شادی کم نظیری را در خانه ایجاد خواهد کرد.
لطیفی، قرنطینه خانگی را در صورت توجه به چگونگی گذران اوقات خانواده در بهبود روابط سالم اعضای خانواده با هم ، بالا رفتن سطح شناخت افراد از یکدیگر، ایجاد روابط صمیمانه و رفع کدورت ها بسیار مفید می داند و می افزاید: توجه به تغذیه سالم، خواب منظم – هشت ساعت خواب شبانه – ارتباط گیری با دوستان و اقوام از هر طریقی جز دیدارهای چهره به چهره نیز در کنار این رابطه صمیمانه و همدلانه در خانه می تواند مانند سدی در برابر نفوذ افسردگی در خانه و خانواده عمل کند.
انتهای پیام/*



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 99/8/14 توسط منیره غلامی توکلی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک