سفارش تبلیغ
سرور اختصاصی

http://qalamdoon.ParsiBlog.com
این وبلاگ به کمپین *من عاشق محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) * هستم، پیوست 
لینک دوستان
در ادامه اشاعه فرهنگ های غربی،

ردپای جاهلیت مدرن به خیرات اموات رسید/ در قاموس چه کسانی حقوق حیوانات با انسان برابر می شود؟

اینکه جانداری را به عنوان حیوان خانگی از محیط طبیعی خود اسیر آپارتمان و سبدهای کوچک کنیم! از نوع زندگی آزادش، محدود به لباس های حیوانات کرده و از نوع مراودات خود با همنوعانش به نشست و برخاست با انسان ها مجبور کنیم و از طرف دیگر به فکر بهترین تغذیه ها و آرایشگاه ها برای او باشیم و در مرگش اشک بریزیم و سنگ قبرهای فانتیزی تهیه کنیم یا خیرات اموات خود را به او بدهیم.. این رعایت حقوق و مهربانی به آنهاست!
منیره غلامی توکلی


چند روزی است که فیلم پختن «غذای سگ» به عنوان فاتحه خوانی و خیرات درگذشتگان از سوی چند جوان در فضای مجازی، واکنش های بسیاری را به دنبال داشته است. از نوع پوشش و حجاب و توضحیاتی که فیلم بردار می دهد به خوبی مشخص است که افراد حاضر در آن آشپرخانه؛ از روشنفکران مدرن محسوب می شوند! روشنفکرانی که بنابر آنچه از فیلم بر می آید هر شب جمعه به نیت یکی از رفتگان شان غذای سگ پخته و خیرات می کنند!
اما قبل از پرداختن به این دست کارها و تبلیغ کردن این نوع اقدامات توجه به چند نکته بسیار مهم است که غفلت از آن باعث می شود آنچه به عنوان خیرات و مبرات برای رفتگان در نظر می گیریم خالی از خلل نباشد.
آنچه مبرهن است اینکه، اسلام به حقوق حیوانات و اجرای عدالت نسبت به آنها اهمیت زیادی داده و آن را در زمره « حق الله » می داند و همگان را در برابر حیوانات مسئول دانسته است. از نظر اسلام نفقه حیوان که شامل مسکن، تغذیه و درمان می شود از مهم ترین حقوق حیوانات است.
از آنجایی که حیوانات دارای شعور و احساس هستند هر نوع آزار روحی و فیزیکی آنها اعم از مثله کردن، داغ زدن، بارکشیدن بیشتر از توان و رنج دادن او هنگام ذبح کردن و جدا کردن حیوان از نوزادش ... از امور زشت و شیطانی محسوب می شود.
در اسلام برای تأکید بر رعایت حقوق حیوانات از ثواب و عذاب الهی استفاده می شود این توجه به حقوق حیوانات در اسلام، توجه عام است شامل حیوانات حرام گوشت، نجس و حتی در شرف مرگ هم می شود.

حضرت علی علیه السلام در خطبه 67 نهج البلاغه می فرمایند: از خدا بترسید و تقوا پیشه کنید که شما در پیشگاه خداوند مسئول بندگان و شهرها و آبادی ها هستید زیرا از همه چیز حتی از خانه ها و حیوانات بازپرسی خواهید شد.
در آموزه های اسلامی آمده است که اگر ظرف آبی برای وضو دارید و حیوانی نیز تشنه است آن ظرف آب را به حیوان تشنه دهید و به‌جای وضو، تیمم کنید. سیره پیامبر اسلام و ائمه اطهار بیانگر عنایت آن بزرگواران به حقوق حیوانات است و مهم اینکه این حقوق دارای اسقاط نیست، یعنی نمی توان با جلب رضایت حیوان از انجامش سرباز زد! از این روست که پیامبراکرم(ص) می فرماید: « اگر ستمی که به حیوان می کنید بر شما بخشوده شود، بسیاری از گناهان شما بخشوده می شود»
به هرحال باید توجه داشت حقی که حیوان بر گردن انسان دارد بالاتر از حقی نیست که انسان ها بر یکدیگر و همنوعان خود دارند! از این روست که در هنگام ادای حق حیوانات باید به چند نکته توجه داشت:
1. منظور از حقوق حیوانات، حقوق مشابه یا مساوی با انسان ها نیست. زیرا ساختار فکری و اجتماعی حیوانات بسیار ساده تر از انسان ها است. حیوانات به الگوهای پیشرفته سیاسی و اجتماعی نیاز ندارند بلکه به آزادی، نور مناسب و فضای کافی برای نشان دادن رفتارهای طبیعی خود، غذای طبیعی و همراهی با هم نوعان خود نیاز دارند. وظیفه ما خودداری از زیر پا گذاشتن حقوق طبیعی حیوانات است.
2. احترام به حقوق حیوانات ملزم به علاقه به آنها نیست. همانگونه که به حقوق انسانی همه افرادی که با آنها در ارتباط هستیم احترام می گذاریم. در حالی که لازم نیست آنها را دوست داشته باشیم. هر چند در اسلام بر شفقت و مهربانی با حیوانات تأکید شده است.
3. مراد از حقوق حیوانات، حق حمایت است. زیرا آنها قدرت مطالبه حق خود را ندارند بنابراین ما مکلف هستیم به حمایت از آنها اقدام کنیم.

با توجه به آنچه گفته شد:
آیا می توان آنقدر به حیوان علاقه مند بود که او را به جای فرزند و خویشان خود قرار داد یا اینکه برای او حقوقی چون حقوق یک شهروند همنوع قائل شد!؟
اینکه جانداری را به عنوان حیوان خانگی از محیط طبیعی خود اسیر آپارتمان و سبدهای کوچک کنیم! از نوع زندگی آزادش، محدود به لباس های حیوانات کرده و از نوع مراودات خود با همنوعانش به نشست و برخاست با انسان ها مجبور کنیم و از طرف دیگر به فکر بهترین تغذیه ها و آرایشگاه ها و البسه برای او باشیم و در مرگش اشک بریزیم و سنگ قبرهای فانتیزی تهیه کنیم.. این رعایت حقوق حیوانات و مهربانی به آنهاست!
آیا اولویت بخشیدن حیوان به انسان برای خیرات و مبرات، عزت بخشیدن به حیوان و ترحم به اوست یا پایین آوردن شأن کرامت انسانی که می تواند از این خیرات بهرمند شود یا محروم کردن درگذشتگان از دعای خیر مستحقی که فاتحه و دعایی از سوی او سبب آمرزش شان می شود
و سؤال اصلی اینکه آیا این حمایت از حقوق حیوانات است که مهربانی، دلسوزی و شفقت خود را مخصوص حیواناتی با نژاد خاص کنیم و به قولی خریدهای لاکچری داشته باشیم! و با آنها پز روشنفکری و مدرن بودن بدهیم و از حیوانات با نژاد معمولی یا خیابانی و بیمار برحذر باشیم!

هر چند این دست نمایشات چون خیرات دادن به حیوانات که به نظر می رسد از سوی لیدرهایی خارج از کشور هدایت می شود می تواند برای دقایقی با احساسات افراد بازی کند اما با توجه به فرهنگ و آداب و رسوم مردم کشور ما تأثیرگذاری عمیقی نخواهد داشت چرا که هیچ عقل کامل و سالمی در شرایط اقتصادی کنونی و مصیبت های وارد شده بر هموطنان سیل زده و زلزله زده کشور اولویت خود را سگ قرار نداده و به فکر کودکان، نوجوانان و افراد کهن سال هموطن خود است.
به واقع این افراد نه تنها از حقوق حیوانات هیچ نمی دانند بلکه ناقضان اصلی حق این جانداران بی زبانی هستند که پیامبر اکرم (ص) عذاب الهی را ضمانت اجرای حقوق آنها دانسته است.
این افراد نه تنها از آموزه های شرع مبین اسلام به درستی هیچ نمی دانند بلکه به آن معقتد هم نیستند که اگر بودند می دانستند بهترین خیرات برای اموات در کنار تغذیه، خواندن نماز، گرفتن روزه و خواندن قرآن است.
اگر حقوق حیوان حق الله است حق متوفی بر بازماندگانش حق الناسی است که خداوند از آن نمی گذرد! مثلا ثلث مالش را برای امور خیریه و عام المنفعه خرج کنند؛ اگر نماز قضا یا روزه قضا برگردن داشتند به جای آنها بگیرند و اگر احتمال می دهند حقی واجب مانند خمس، زکات و ... دارند آن را ادا کنند و در نهایت بازماندگانی با اعمال پسندیده برای رفتگانشان باشند که چرا که فرزندان باقی الصالحات پدر و مادر محسوب می شوند.
انتهای پیام/*


[ سه شنبه 98/2/31 ] [ 1:0 عصر ] [ منیره غلامی توکلی ] [ نظرات () ]

مولاوردی و ادامه تلاش های او برای سیاه نمایی وضعیت زنان ایرانی/ ادعای وضعیت بهتر زنان عربستانی نسبت به زنان ایرانی، حماقت یا خیانت!

مقایسه زنان ایرانی با زنان عربستانی که نه تنها از حق داشتن شناسنامه، رأی دادن،ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر از دبستان... محروم اند و بعد نتیجه گیری اینکه وضعیت این زنان بهتر از زنان ایرانی است! فقط از عهده ذهن مولاوردی برمی آید.! ذهنی که صرفاً به دنبال سیاه نمایی وضعیت زنان ایرانی و راهی برای غربی کردن و گرفتن هویت اوست.

 

شهیندخت مولاوردی که در دولت یازدهم سکان داری معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری را بر عهده داشت یکی از چهره های شناخته شده فعال در حوزه زنان با رویکرد غربی و فمنیستی است. او آنقدر در دوره مسئولیت خود ضعیف کارکرد که هیچ حرکت مثبتی را در احقاق حقوق به حق زنان و رسیدگی به مطالبات واقعی آنها در کارنامه کاری اش نمی توان دید.

مولاوردی که با متعهد کردن کشور به تعهدهای بین المللی مغایر با شئونات اسلامی، نظرات خلاف واقعیت در حوزه زنان و خانواده و وارد کردن اسناد خطرناکی چون سند 2030 به کشور، در واقع یکی از حاشیه ساز ترین مسئولین در دولت یازدهم بود، هنوز بعد از رفتنش از دولت بر منوال سابق اما در سایه چون گذشته عمل می کند! در حالیکه هر از گاهی شاهد خروجی فعالیت های او و هم فکرانش در سطح جامعه بوده یا شنونده نظرات عجیب و احمقانه او در حوزه عفاف، حجاب، سن ازدواج... هستیم.

در آخرین نظرپراکنی، مولاوردی در یک مقایسه عجیب بر اساس گزارش سالانه مجمع جهانی اقتصاد که بنابر گفته کارشناسان، نتایج آن بسیار عجیب و غیرمنطقی است! گفته « زنان در کشورهای همسایه مانند عربستان به مراتب شرایطی بهتر از ایران دارند.» البته از مولاوردی با سابقه چندباره در دروغ پراکنی و حرافی بدون سند چون « وجود روستایی در سیستان و بلوچستان که همه مردان آن اعدام شده اند! » گفتن چنین مهملاتی عجیب و دور از ذهن نیست.

مقایسه زنان ایرانی با زنان عربستانی که نه تنها از حق رأی دادن، رانندگی کردن، امکان ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر از دبستان محروم بودند بلکه حتی از ابتدایی ترین حقوق مانند داشتن شناسنامه یا برخورداری از مالکیت ملک برخوردار نبودند .. و بعد نتیجه گیری اینکه وضعیت این زنان بهتر از وضعیت زنان ایرانی است! فقط از عهده ذهن مولاوردی و هم فکرانش برمی آید.! ذهنی که صرفاً به دنبال سیاه نمایی وضعیت زنان ایرانی  از زوایای حقوقی، اشتغال، تحصیل، ورزشی، ازدواج .. است و دنبال راهی برای غربی کردن زن ایرانی و گرفتن هویت چند هزار ساله اوست.

اگر به راستی مولاوردی و همفکرانش و حتی می توان گفت، معاون فعلی زنان و خانواده ریاست جمهوری که با سکوت خود در برابر این دست اظهار نظرات، چراغ سفید را برای حرکت منافقانه فمنیستی در کشور روشن کرده است، دلسوز زنان ایرانی، برطرف کردن مشکلات و احقاق حقوق آنها و رسیدگی به مطالبات شان هستند، پس چرا به جای تمسک به هزار راه غلط رفته غربیان، پیچیدن نسخه های تاریخ مصرف گذشته شان و استناد به آمار غربی که شاخصه های آنها هیچ تناسبی با سبک زندگی ایرانی – اسلامی زنان ایرانی ندارد، داعیه دلسوزی و احقاق حقوق زن تحصیل کرده، بصیر و مجاهد مسلمان ایرانی را دارند.

این چقدر می تواند سخیفانه باشد که در چهل سالگی انقلاب اسلامی با آن همه دستاوردهای بی نظیر در حوزه های مختلف به ویژه حوزه زنان و درست زمانی که گام دوم انقلاب از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی تبیین می شود، افرادی چون مولاوردی گستاخانه و بدور از هر گونه صلاح دید سیاسی بگوید « اکنون در بحث زنان و برابری در حال در جا زدن هستیم!  درحالی‌ که کشورهایی مانند عربستان در برخی از مباحث به دلیل نوآوری و نه مسائل سیاسی در رتبه‌های بالاتری از ما قرار دارند.»

اگر این دست ابراز نظرها را منافقانه نپنداریم و گوینده آن را فردی ناآگاه بدانیم آیا در نتیجه فرقی هم می کند؟ آیا این دست صحبت ها نمی تواند گزک دست افرادی معلوم الحال چون مصی علینژاد و کشورهای حامی او دهد؟ آیا سیاست زده کردن مسائل مربوط به حوزه زنان و خانواده و افتادن در دام «خطای محاسباتی» که رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره آن تذکراتی داده اند ما را در برنامه ریزی ها و تدوین و اجرای سیاست های درست حوزه زنان دچار اشتباه نمی کند؟

در هر حال اگر به راستی خانم مولاوردی و همفکرانش شناخت کافی از زنان ایران اسلامی و خواسته ها و مطالبات آنها ندارند و بصیرت لازم برای مقایسه درست وضعیت زنان ایرانی و زنان کشورهایی مانند عربستان، سوریه جنگ زده .. ندارند و آنقدر تفکر انقلابی در وجودشان ریشه ندارد که بتوانند رشد زن ایرانی را در عرصه های مختلف بعد از پیروزی انقلاب اسلامی درک کنند و به آن اذعان داشته باشند و آنقدر روحیه جهادی در وجودشان نیست که در برابر جنگ نرم دشمن و بدخواهی های آنها قد علم کنند و از جایگاه زن ایرانی دفاع نمایند .. حداقل سکوت کرده تا در جبهه دشمن هم سنگر افرادی چون مصی علینژاد قرار نگیرند.
انتهای پیام/*

 

 

 

 

 


[ یکشنبه 98/2/29 ] [ 10:21 صبح ] [ منیره غلامی توکلی ] [ نظرات () ]
به مناسبت سالروز رحلت ام المؤمنین حضرت خدیجه(س)

خدیجه(س)آرام جان پیامبر و نخستین حامی دین خدا/نخستین بیعت کننده با ولایت علی(ع) و فرزندان او/بانویی که خدا و فرشته وحی بر او سلام رسانند

خدیجه آرام جان پیامبر و ام المؤمنین جهان اسلام از مظلوم ترین بانوان صدر اسلام است که شأن او به عنوان نخستین همسرپیامبر،نخستین ایمان آورنده به اسلام،تنها مادر فرزندان پیامبر،تنها زن جهادگرمالی صدر اسلام و نخستین بیعت کننده با ولایت امیرالمؤمنین و فرزندان او به حق شناخته نشده است.

 

**نگاهی گذرا به طلوع تا غروب ستاره رخشان بیت رسول الله
حضرت خدیجه (س)- از قبیله قریش بود. شصت‏ و هشت ‏سال پیش ازهجرت در مکه چشم به جهان گشود. پدرش «خُوَیلد» و مادرش «فاطمه بنت زائده» بود که هر دو از ریشه دارترین و اصیل ترین خاندان های عرب در حجاز به شمار می رفتند.
از سرنوشت‏ خدیجه (س) و نحوه زندگانی وی تا قبل از سنین میانسالی، اطلاع دقیقی دردست نیست اما آنچه مسلم است این است که او از دوران کودکی به تجربه تجارت پرداخت و شاید پانزده‏سال بیشتر نداشت که شاهد هجوم سپاه ابرهه به خانه خدا بود.
اولین متون تاریخی در مورد او به زمانی اشاره دارند که با ترتیب‏ دادن کاروان های تجاری به کسب درآمد پرداخت او با مدیریت و درایتی قوی دور از رسم تجار زمانه که رباخواری را از اصول اولیه کسب ثروت قرار داده ‏بودند به تجارت مضاربه ‏ای روی ‏آورد و در همین مسیر تجارت با شناختی که از محمدامین یتیم عبدالله به دست آورد او را به همسری برگزید و نخستین همسر رسول خدا شد و بیست‏ وچهار سال با پیامبر زندگی‏ کرد و سرانجام در بستر بیماری افتاد. پیامبر(ص) که بربالین او حاضر بود ضمن گفتگوی با وی فرمود: خدا تو را با مریم دخترعمران و آسیه دختر مزاحم برابری داده ‏است.
وقتی روح خدیجه به سوی خدا پرکشید پیامبر به شدت گریه کرد. چون درحجون قبری برایش کندند پیامبر خود به راه افتاد؛ همچنان که اشک ازچشمانش می‏بارید داخل قبر شد و خوابید، افزون تر از قبل گریست و او را دعا کرد.آنگاه برخاست و با دست‏ خود همسرش را در قبر گذاشت.چون درآن زمان نماز میت واجب نشده‏ بود، نماز بر وی خوانده‏ نشد.
**مظلوم ترین بانوی تاریخ ساز صدر اسلام
حضرت خدیجه سلام الله علیها را می توان یکی از مظلوم ترین زنان تاریخ ساز، حماسه آفرین در تاریخ عصر اسلام دانست که در سایه غفلت چندین هزارساله مسلمانان به اندازه شأن همسری پیامبر – تنها زنی که پیامبر از ایشان دارای فرزند شدند-، شأن ایثارهای مالی و حتی جانی در راه اسلام و پیشبرد اهداف الهی پیامبر اکرم (ص) و شأن مادری حضرت زهرا سلام الله علیها و دوازده امام، به درستی و به حق شناخته نشده است.
بزرگترین شأنی که می توان برای ایشان در نظر گرفت، عنوان نخستین کسی است که به اسلام و رسالت پیامبر اسلام ایمان آورد. در واقع اگر می توان گفت این موضوع سبک زندگی و تربیت ایشان قبل از اسلام بر می گردد زمانی که او را طاهره و سیده‌ نساء قریش می‌خواندند و همسری رسول خدا او را در اسلام، یکی از چهار بانویی کرد که بر تمام بانوان فضیلت و برتری دارد- غیر از دختر عزیزش حضرت زهرا (سلام‌الله علیها)، هیچ بانویی این مقام و فضیلت را نیافت-.
**خدیجه(س) بانوی آراسته به کمال، نبوغ، فهم و بینش
امام علی علیه السلام درباره سبقت ایمان خدیجه به عنوان کسی که نخستین فرد مسلمان و نمازگزار با پیامبر اکرم (ص) بوده است می فرماید:: «لم یجمع بیت واحد یومئذ فی الاسلام غیر رسول الله و خدیجه و انا ثالثهم اری نور الوحی و الرسالة و اشم ریح النبوة»؛ « خانه ای واحد در آن روز در اسلام جمع نشد غیر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و خدیجه علیهاالسلام و من سومین آن دو بودم. نور وحی و رسالت را می دیدم و بوی نبوت را استشمام می کردم.»
در هر صورت علی علیه السلام و خدیجه علیهاالسلام با پیامبر صلی الله علیه و آله اولین جامعه اسلامی را تشکیل دادند و در دوره دعوت غیر علنی به اجرای مراسم عبادی و نماز می پرداختند.
خدیجه سلام الله بنابر روایات مختلف در عقل، ادب، حکمت، بصیرت و معرفت، نابغه و ممتاز بود. او نمونه‌ برجسته کمال و نبوغ و فهم و بینش بود که همانند آن را در مردان و زنان کمتر می‌‌توان یافت از این رو مفتخر به مادری فاطمه زهرا سلام الله و تربیت کننده علی علیه السلام و مادر یازده امام و پیشوای مسلمانان شد.
**بانویی که از جان و مال خود برای پیشربد اهداف اسلام گذشت
بانوی بزرگ اسلام علاوه بر کمالات فکری و فرهنگی دارای سعه صدر بسیار و تحملی در خور همسری پیامبر بود. وی که نخستین بانوی خانه پیامبر اکرم(ص) بودند، دوران رنج و سختی های پیغمبر را تحمل کرد و علاوه بر آرامش جان ایشان بودند، مال و ثروت خود را بارها و بارها در راه اسلام ایثار کردند به طوری که امام حسن مجتبی علیه السلام در این بار می فرماید که ایشان چندبار از مال خود خارج شدند یا چند بار از نصف مالشان خارج شدند.
گذشت از اموال اگر چه در زبان و آوردن روی کاغذ آسان است اما در عمل آن هم در شرایط خاص روزهای صدر اسلام کاری بزرگ و خارج از عهده هر کسی بود. او به تنهایی با بذل مال و کمک به تازه مسلمانان تهیدست به نوعی آنها را از یوغ بردگی مستکبرین و کافرین زمان نجات داد. چه بسا اگر ایثار مالی ایشان نبود مسیر گسترش و تبلیغ اسلام سخت تر از آن چیزی که بود، می شد.
خدیجه سلام الله را می توان نخستین سرباز جان برکف و جهادگر مالی در صدر اسلام دانست که جهاد مالی، انفاق و بخشش او در ده سال اول بعثت نقش حیاتی و چشم گیری در رشد و گسترش اسلام و فزونی یافتن تعداد مسلمانان و هجرت مسلمانان و ابطال نقشه های سران کفر و شرک داشت و این نقش آفرینی خدیجه بود که او را در نزد رسول الله (صلی الله علیه و آله) بسیار عزیز می داشت و تا آنجا که آن حضرت او را به عنوان یکی از چهار زن نمونه و بزرگ، که جایگاهشان در بهشت برین است معرفی کردند.
ابی رافع نقل می کند، پدرم گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هیچ مال و ثروتی برای من سودمندتر از اموال خدیجه نبود. ابی رافع افزود: پدرم گفت: از آخرین موارد مصرف اموال خدیجه خرید زاد و توشه برای مسلمانان مستضعف بود که قصد داشتند به مدینه هجرت کنند. سفر اکثر مسلمانان با اموال خدیجه ممکن شد. آخرین آن ها هم قافله ای بود که امیر المؤمنین آن را سرپرستی کرد.»
استاد شهید مرتضی مطهری در قبال شبهه افکنی برخی از افراد که چگونه مال خدیجه سلام الله اسلام را پیشبرد، می فرماید: « شک [ی وجود] ندارد که مال خدیجه به درد مسلمین خورد اما آیا مال خدیجه صرف دعوت اسلام شد؟ یعنی خدیجه پول زیادی داشت پول خدیجه را به کسی دادند و گفتند بیا مسلمان شو؟ آیا یک جا انسان در تاریخ چنین چیزی پیدا می کند؟ یا نه، در شرایطی که مسلمین و پیغمبر اکرم در نهایت درجه سختی و تحت فشار بودند، جناب خدیجه علیهاالسلام مال و ثروت خودش را در اختیار پیامبر گذاشت، ولی نه برای این که پیامبر ـ العیاذ بالله ـ به کسی رشوه بدهد و تاریخ نیز هیچ گاه چنین چیزی را نشان نمی دهد... پس اگر مال خدیجه نبود، فقر و تنگدستی شاید مسلمین را از پا در می آورد، مال خدیجه خدمت کرد، اما نه خدمت رشوه دادن... بلکه خدمت به این معنی که مسلمانان گرسنه را نجات داد. »

**خدیجه سلام الله : نخستین مسلمان، نخستین برپا کننده نماز و نخستین شیعه اهل بیت علیه السلام
نقطه عطف زندگی حضرت خدیجه سلام الله را می توان در قبول ولایت حضرت علی علیه السلام و امامت اولاد امیرالمؤمنین علیه السلام دانست با این که در آن وقت به قبول ولایت مکلف نبود، چون این تکلیف بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله، وجوب می یافت. ولی او در زمان ولادت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از امامت ائمه اطهار ـ که از نسل فرزندش فاطمه هستند ـ شنیده بود. لذا قدر و منزلت امیر مؤمنان علیه السلام را می دانست.
علامه مجلسی در این باره می نویسد: «یک روز رسول خدا صلی الله علیه و آله همسر مهربانش را خواست. او را در کنار خود نشاند و فرمود: «این جبرئیل است که می گوید، اسلام شروطی دارد: اوّل، اقرار به یگانگی خداوند. دوم، اقرار به رسالت رسولان. سوم، اقرار به معاد و عمل به اصول شریعت و احکام آن. چهارم، اطاعت اولی الامر و ائمه طاهرین از فرزندان او همراه با برائت از دشمنان آن ها.»
در پی این فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله خدیجه علیهاالسلام به همه آن ها اقرار کرد و یک به یک تصدیق فرمود. در مورد امیر مؤمنان علی علیه السلام رسول اکرم صلی الله علیه و آله به خصوص به خدیجه علیهاالسلام فرمود: «هو مولاک و مولی المؤمنین و امامهم بعدی؛ علی مولای تو و مولای مؤمنان و امام آن ها پس از من است.»

رسول گرامی بعد از آن که عهد اکید از خدیجه علیهاالسلام گرفت، اصول و فروع، واجبات و محرمات را به وی آموخت. آن گاه، دست خود را بالای دست امیر مؤمنان علیه السلام گذاشت و خدیجه علیهاالسلام دست خود را بالای دست پیامبر علیه السلام گذاشت و به این صورت بیعت کرد.
بانویی قرآنی که خدا و فرشته وحی بر او سلام کرد
بر اساس این فضایل و داشته های معنوی و ایمان قوی است که جبرئیل فرشته وحی الهی از رسول خدا می خواهد که پیام رسان سلام خدا و سلام وی به همسر و آرام جان و همراه بی منت دین مبین اسلام یعنی؛ خدیجه کبری سلام الله علیها باشد .
ابوسعید خدری می گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: وقتی که در شب معراج، جبرئیل مرا به سوی آسمانها برد و سیر داد، هنگام مراجعت به جبرئیل گفتم: «آیا حاجتی داری؟»
جبرئیل گفت: «حاجت من این است که سلام خدا و سلام مرا به خدیجه سلام الله علیها برسانی.»
پیامبر صلی الله علیه و آله وقتی که به زمین رسید، سلام خدا و جبرئیل را به خدیجه سلام الله علیها ابلاغ کرد، خدیجه سلام الله علیها گفت:
«ان الله هو السلام، و منه السلام، و الیه السلام، و علی جبرئیل السلام؛
همانا ذات پاک خدا سلام است، و از او است سلام، و سلام به سوی او باز گردد و بر جبرئیل سلام باد.»(

این مطلب بیانگر اوج مقام حضرت خدیجه سلام الله علیها در پیشگاه خدا است.
انتهای پیام/*


[ سه شنبه 98/2/24 ] [ 1:34 عصر ] [ منیره غلامی توکلی ] [ نظرات () ]
پاشیدن آب از ماشین در حال حرکت به صورت روزه داران، هنجارشکنی جدید روزه خواران

لگدمال کردن حقوق شهروندی با روزه خواری علنی در ماه رمضان

قدیم ترها مردم مهربان تر بودند، با صفاتر بودند برای یکدیگر احترام بیشتری قائل می شدند و از همه مهمتر درک درستی از شرایط فرهنگی ، سنتی و اعتقادی جامعه داشتند. چند دهه پیش با اینکه سطح سواد خواندن و نوشتن افراد جامعه بسیار پایین تر از امروز بود، سواد اجتماعی و رفتاری شان به مراتب از اکنون که در هر خانه ای، چندین نفر با تحصیلات عالی و توهم شعور بالا! زندگی می کنند، شایسته تر بود.
یکی از نمودهای زیباتر و فهیم تر زندگی کردن مردم در سال های نه چندان دور گذشته، احترام به مناسبت های ملی و مذهبی بود. مناسبت های مهمی چون ماه های محرم، صفر و رمضان که حتی بر سبک زندگی مردم تأثیرات ویژه داشت و آیینی محترم را رقم می زد.
اکنون در ماه رمضان به سر می بریم؛ از لا به لای صحبت های خودمانی مردم این برداشت می شود که چند سالی است رمضان ها حال و هوای قدیم را ندارد و کوچه ها و خیابان ها عطر روزه و روزه داری نمی دهند! جالب اینکه برای فقدان بزرگ به دنبال اشکالات سیاسی هستند و اصلا توجهی به فرهنگ و بلایی که خودشان بر سر این موجود زنده آورده اند، ندارند.

از اواسط دهه 80 بود که روزه خواری و کم توجهی به فرهنگ روزه داری در جامعه به عنوان یک پدیده در قالب ناهنجاری اجتماعی دیده شد، آن سال ها نیروی انتظامی برای مقابله با این دست حرکت های غیراخلاقی مانند کشیدن سیگار در ملاء عام، خوردن نوشیدنی در وسایل نقلیه عمومی و سطح شهر ... اقداماتی را انجام داد . در پس اقدامات قهری نیروی انتظامی، تحلیلی بر روزه خواری در ملاء عام توسط برخی از افراد صورت گرفت که روزه خواری علنی را نوعی « اعتراض اجتماعی» دانست! اعتراضی که فقط در ماه مبارک رمضان برای آزار و اذیت روزه داران صورت می گرفت! غافل از اینکه نماد و ظواهر نفوذ فرهنگی با نشانه گیری عقاید مذهبی در سبک زندگی رفتاری و زندگی مردم در حال رخنه کرده بود.
حال در سال 1398 کار به جایی رسیده است که دیدن نوشیدن آّب خنک در تب تشنگی رمضان برای روزه داران کوچک و بزرگ دیگر عادی شده است و جمع روزه خوار بی فرهنگ برای اذیت بیشتر و هنجارشکنی توأم با بی احترامی به پاشیدن آب از پنجره ماشین در حال حرکت به سمت صورت روزه داران اقدام می کنند!

بنابر اخبار واصله چند روزی است که در طی روزه خواری های علنی و عدم رعایت حجاب و عفاف دانشجویان دختر و پسر در ماه مبارک رمضان، حراست یکی از دانشگاه های تهران مجبور به نامه تذکر آمیزی به عموم دانشجویان مبنی بر رعایت حرمت ماه مبارک رمضان و پرهیز از روزه خواری و کشف حجاب در ملاء عام شده است که با واکنش عجیب و تند " انجمن اسلامی دانشجویان " آن دانشگاه رو به رو شده است!
این واکنش به صورت نامه اعتراضی این انجمن به ریاست دانشگاه بوده است که در آن دانشگاه را محل تضارب آرا و عقاید دانسته است و خواهان رعایت " آزادی" دانشجویان شده است!
نکته ای که در قضیه واکنش تند این انجمن به رعایت اصول روزه داری آنهم در دانشگاه که محل تربیت و پرورش افرادی تحصیل کرده ای است که باید شعور اجتماعی بالاتری نسبت به عامه مردم داشته باشند، دیده می شود، کلمه "اسلامی" الصاق شده به اسم آن انجمن است که سطح توقع از آنها را در فهم قانون به ویزه قوانین حاکم بر اصول اسلامی بالاتر از سایر انجمن های موجود در دانشگاه می برد.
از طرف دیگر باید از اعضای این انجمن پرسید که در کجای عالم، قانون یک کشور بنابر سلیقه در معرض تضارب اراء قرار می گیرد که قانون کشور ما که مبتنی بر دستورات دین مبین است موردی سلیقه ای و دچار شده به تضارب آراء شود؟

و چقدر بد و دون از شأن مسلمانی آن هم برای جامعه متدین ایرانی است که بعد از گوشزد کردن های رعایت عفاف و حجاب از سوی نیروی انتظامی و راه اندازی های طرح های امنیت اخلاقی، کار به جایی برسد که کمیته ها و طرح هایی را هم برای کم شدن " روزه خواری علنی " در جامعه تدارک ببینند! و فردی که ادعای تحصیلات عالیه و .. دارد را به رعایت نکاتی ملزم کنند که حتی غیرمسلمانان در کشورهای اروپایی در حق همکاران مسلمان خود در ماه رمضان رعایت می کنند!
مبینا اسدی کارشناس ارشد علوم قرآنی در گفت وگو با خبرنگار طنین یاس می گوید: از بعد شرعی " روزه خواری" عملی حرام و در بعد اجتماعی به نوعی عدم احترام به حقوق دیگران است و "روزه خوار" بصورت آشکار می گوید: هنوز به حقوق شهروندی و احترام به حقوق دیگران در سطح جامعه واقف نیست و این حقوق را زیر پا می گذارد.

وی با بیان اینکه تظاهر به " روزه خواری " یعنی فرد، عمداً و با قصد قبلی فردی در ملاء عام کاری انجام دهد که با روزه داری منافات دارد، گفت: خوردن، آشامیدن، استعمال دخانیات و فروش غذا از نمودهای روزه خواری است.
این کارشناس مسائل مذهبی بیان کرد: براساس قانون مجازات اسلامی، هر کس علناً در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید به حبس از 10 روز تا 2 ماه یا تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد، مجزات روزه خواری علنی فقط مخصوصا ایران نیست و مجازات روزه خواری در کشورهای مختلف عرب زبان را در این جدول می توان دید:

انتهای پیام/*


[ دوشنبه 98/2/23 ] [ 1:30 عصر ] [ منیره غلامی توکلی ] [ نظرات () ]

هنجارشکنی در روز معلم به نام دانش آموزان به کام حامیان 2030 / آدرس غلط ایجاد نشاط را چه کسی به مدارس دیکته کرده است!؟


این روزها پخش شدن فیلم رقص و پایکوبی دانش آموزان دختر یکی از مدارس کشور در فضای مجازی و حقیقی بازتاب های زیادی را به همراه داشت.
این دست فیلم ها که تقریبا 5 سالی است هر از گاهی در فضای مجازی پخش می شود بیانگر نفوذ فرهنگ غربی در مهم ترین وزارت خانه کشور است که مسئولیت تربیت و پرورش فرزندان این آب وخاک را اولی تر از آموزش حرف و اعداد بر عهده دارد.
اینکه در مدارس کشور با حضور اولیاء مدرسه و والدین دانش آموزان، جمعی از دختران با ترانه هایی که هیچ تناسبی با محیط مدرسه ندارد، به مناسبت روزهایی چون " بزرگداشت مقام معلم"، " جشن تکلیف دختران" می رقصند و جیغ و کل می کشند معنایی ندارد جز دور شدن از تربیت سالم و اسلامی ابتدا در کانون خانواده و بعد در محیط آموزشی و تربیتی چون مدرسه.
روز معلم که به پاس شأن و جایگاه معلمان در سالروز شهادت استاد دانشمند " مرتضی مطهری" از سالیان دور توسط دانش آموزان با جشن هایی درخور شخصیت معلم همراه با عزت و احترام به این قشر شریف برگزار می شد با اینگونه مراسم های سخیف تبدیل به " پارتی مدرسه ای" می شود که درزیر پای دانش آموزان دانسته ها و داشته ها و باید ها و نبایدها ، له می شود.
حلقه زدن به دور کیکی که تصاویر معلمان بر روی آن حک شده است و برداشتن چاقویی تیز برای بریدن کیک با رفتارهایی توهین آمیز، بار معنایی جز ذبح ظالمانه فرهنگ و شأن ملعم مسلمان ایرانی را ندارد.
این دست رقص و پایکوبی ها که چندی پیش در جشن تکلیف دختران نیز در فضای مجازی انعکاس یافته بود نشان دهنده اوج وقاحت رفتاری برخی از اولیاء مدارس حتی در برخورد با مناسبت های دینی و عقیدتی است که نتیجه نفوذ افسارگسیخته و ولنگاری فرهنگی در بخشی از آموزش و پرورش کشور است.
تمام این موارد در حضور والدین و با اطلاع اولیاء دانش آموزان انجام شده است و در واقع این بچه ها ابتدا در کانون خانه مسائل ضدفرهنگی را از طریق شبکه های ماهواره ای و شبکه های اینترنتی فراگرفته در مدرسه در کنار سایر دوستان این بی بندوبار رفتاری را نهادینه می کنند و این حال و روز باعث بازماندگی آنها از اهداف آموزشی و تربیتی می شود.
اهدافی که بر اساس فرمایش مقام معظم رهبری، وزارت خانه آموزش و پروش باید « بتواند انسانهایی تربیت کند دانا باشند، توانا باشند، خردورز باشند، پارسا باشند، پرهیزکار باشند، پاکدامن باشند، کارآمد باشند، مبتکر باشند، شجاع باشند، اهل اقدام باشند، از دشمن نترسند، از تهدید نترسند، خواب‌رفتگی و غفلت پیدا نکنند؛ انسانهای این ‌جوری تربیت کند.»
دلیل اینکه برنامه های فرهنگی مدارس اینچنین مبتذل شده، الگوبرداری نادرست و منافقانه از برنامه های مثلا نشاط آور غربی است ! که بدون شک در راستای اجرای اسناد بین المللی چون 2030 صورت می گیرد. و همین امر باعث می شود مسئولین وزارت خانه آموزش و پرورش نسبت به چنین اتفاقاتی سکوت اختیار کرده و در واقع به نوعی از آن حمایت کنند! و این یعنی عقب نشینی و باز گذاشتن دست دشمن برای آرایش بیشتر جنگ فرهنگی علیه جوانان کشور.
در حالیکه از نظر مقام معظم رهبری این نشاط با نشاط مد نظر سبک زندگی ایرانی – اسلامی بسیار متفاوت است از نظر ایشان « نشاط یعنی جوان سرزنده باشد، پژمرده نشود؛ با ورزش، با فوق‌برنامه‌های آموزنده و جذّاب، با این چیزها، نه با آن کارهایی که شنیده‌ام در بعضی از مدارس میشود، البتّه اینها را باید شماها مراقبت کنید، دنبال بکنید؛ یعنی مسئولیت مستقیمش به عهده‌ی خود آموزش و پرورش است. شنیده‌ام بعضی از مدارس از این جهت وضع خوبی ندارند؛ به اسم «نشاط» [کارهایی میکنند]. «نشاط» این است که شما کاری کنید که این جوان، سرحال، سرزنده، باامید، باانگیزه، آماده‌ی به کار، پُرانرژی مشغول کار بشود، درس بخواند.»
و در پس این اتفاقات سؤال اصلی اینجاست که آیا آموزش وپرورش و حتی سازمان آموزش عالی کشور با تربیت چنین افرادی از کودکی تا جوانی می تواند مدیران ، کارگران، کارآفرینان و.. طراز انقلاب اسلامی پرورش و تربیت کنند .
ترور شخصیت فرهنگی و شخصیت روحی و روانی دانش آموزان و معلمان کشور نتیجه ای جز بازماندگی از اهداف کلان نظام جمهوری اسلامی در بحث پیشرفت و اعتلای علمی و فرهنگی کشور ندارد.
انتهای پیام/*


[ یکشنبه 98/2/22 ] [ 9:6 صبح ] [ منیره غلامی توکلی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سوگند به قلم و آنچه می نویسد «‌ن و القلم و ما یسطرون » کدامین قلم و کدامین سطرها می تواند مورد نظر پروردگار باشد!‌ پاسخ این سؤال سخت نیست اگر با کلام خدا مونس باشی آنجا که می فرماید: قلم وسیله تعلیم شماست « الذی علم بالقلم » . به صراحت می توان گفت که خدا بر دوات و قلمی سوگند می خورد که وسیله ای برای تعلیم بندگانش باشد و چه دواتی ماندگارتر و چه قلمی شیواتر از دوات و قلمی می توان یافت که سطر سطر نوشته هایش در مورد شهید و شهادت باشد؛ موجودی که در ذات مفاهیم متعالی تعلیم و تعلم نهفته است .
موضوعات وب



qalamdoon

امکانات وب


بازدید امروز: 29
بازدید دیروز: 458
کل بازدیدها: 1279110