قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا

http://qalamdoon.ParsiBlog.com
این وبلاگ به کمپین *من عاشق محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) * هستم، پیوست 
لینک دوستان

 

منیره غلامی توکلی

در یادداشت قبل، به دلایل مختلفی برای کم شدن ساعات گفت وگوی خانواده ایرانی به ویژه زن و شوهر پرداختیم و گفتیم که بر اساس آمار رسمی 17 دقیقه گفت وگو میان زن و شوهر خطر پدیده " سکوت" و به تبع آن ایجاد فاصله بین زوج و تعمیق اختلافات و سوء تفاهمات را افزایش می‌دهد.

 

مهارت گفت وگو

 دوران نامزدی، عقد و یک ماه اول زندگی مشترک را دوران طلایی عشق‌ورزی بین زن و شوهر می‌نامند و از آن به اسم " ماه عسل" یاد می‌کنند، اما به راستی آیا این گفته برخی از عوام که " خواستن، زیباتر از رسیدن" است در زندگی مشترک زوج‌های جوان چنان خود را بروز می‌دهد که بعد از یک سال از شروع زندگی مشترک از آن روزها به عنوان خاطرات یاد می‌کنند و حسرتش را می‌خورند؟!

چه بر سر عشق و میزان علاقه زن و شوهر می‌آید که گذشت زمان به جای پختگی عشق، آن را به سوختن و ساختن در کنار هم بدل می‌کند و بنابر گفته مسئولین امر اکثر زندگی‌های از هم فروپاشیده کم‌تر از 5 سال و حتی زیر 12 ماه دوام داشته است و همه آنها با عشق‌های آتشین آغاز شده است!؟

اعظم صادقی‌نژاد، 40 سال دارد و مادر 2 فرزند است. او که به قول خودش همیشه سعی دارد با کوتاه صحبت کردن با همسرش، جلوی بگو مگو و مشاجره را بگیرد، می‌گوید: « احمد همسرم بارها به من گفته است که اگر اینقدر داد نزنی و هر چیزی را به نفع خودت مصادره نکنی از کاه کوه نسازی من هیچ عیب دیگری در تو سراغ ندارم» او با خنده ادامه می‌دهد که « با شناختی که از همسرم دارم، مردان عاشق زنی هستند که داد نزند و برایش همه کاری می‌کنند.»

الهه احمدی که بیش از یک سال از زندگی مشترکش نمی‌گذرد نیز می‌گوید: « هیچ وقت نتوانستم با همسرم، مشورت داشته باشم. انگار هر کدام از ما حرف آن یکی را نمی ‌فهمیم با اینکه سعی می‌کنم نظرات، خواسته‌ها و ناراحتی‌های خودم را به ساده‌ترین صورت ممکن برایش بگویم، عصبانی می‌شود و تا حالا چند بار دست به  شکستن لوزام قیمتی خانه زده است، انگار می‌خواهد با این کارهایش مرا از گفتن خفه کند!.»

در کنار این صحبت‌های زنان خانه، مردان هم حرف‌های زیادی دارند. حمید عبدالرحیم در مورد نحوه برخورد همسرش با موضوعات مختلف می‌گوید: « بارها گفته‌ام با گریه حرف‌هایت را به کرسی ننشان! وقتی من خسته‌ام و یا تازه از مهمانی ‌آمده ایم اینقدر اعتراض نکن و در مواقعی که می‌خواهیم لحظات خوبی داشته باشیم، لحظات عاطفی را درخواست‌های عجیب و غریبت که اکثرا یا مادی هستند یا چغلی؛ خراب نکن..» وی ادامه می‌دهد که با این اوضاع اصلا دوست ندارم بیش از چند کلمه با همسرم صحبت کنم.

در نگاه اول برآورده کردن خواسته این زوج‌های جوان یا حتی میانسال از یکدیگر چندان سخت نیست، اما وقتی پای عمل به میان می‌آید سختی کار نمایش پیدا می‌شود. به قولی (دیکته ننوشته غلط ندارد و سخت نیست.)

جامعه شناسان معتقدند که پرورش و تربیت دختر و پسر برای قبول نقش همسری و شوهری باید از دوران نوجوانی و یا حتی کودکی توسط خانواده‌ها صورت گیرد و اگر فرد این مهارت‌ها را در خانه پدری کسب نکرده باشد قطعا در زندگی زناشویی دچار مشکل خواهد شد و یکی از این مهارت‌ها، مهارت گفت وگو و عدم پرخاشگری در حین صحبت کردن است و زمانی یک دختر و پسر باید به سراغ مقوله تشکیل خانواده بروند که به رشد اجتماعی و پختگی کامل رسیده باشند.

رشد اجتماعی و رسیدن به پختگی و کمال از شرایط اولیه برای تشکیل زندگی مشترک است. افرادی که از چنین خصوصیاتی برخوردار باشند هنگام رویارویی با مشکلات، خشم خود را کنترل کرده و با سنجیدن موقعیت و پیامدهای احتمالی آن رفتار می کنند.

زن و شوهر باید بدانند که در چه زمانی مشکلات خود را با هم مطرح کنند، در زمان به وجود آمدن اختلاف نظر چگونه خشم خود را کنترل کنند، در هنگام صحبت کردن از تحقیر و فحاشی نسبت به یکدگیر خودداری کنند، علاوه بر اینکه به دنبال زمان مناسب برای مطرح کردن مشکلات باشند باید به مکان مناسب هم فکر کنند و هر جایی به مقوله رفع مشکلات خود نپردازند. به طور کلی می‌توان گفت: « در صورت وقوع مشاجرات خانوادگی، رعایت برخی نکات ضروری است. یکی از آنها پرهیز از بحث و جدل در مقابل بستگان و شماتت یکدیگر نزد اطرافیان به ویژه اقوام طرف مقابل است. گفتنی است مورد سرزنش یا تحقیر واقع شدن در مقابل دیگران اثرات ناخوشایندی بر جا می گذارد که به مراتب از وقوع درگیری و مجادله در خلوت زوجین بدتر است. از طرف دیگر زوجین باید توجه داشته باشند که مشاجره زناشویی بخش اجتناب ناپذیر زندگی است از این رو طرفین بهتر است خشم خود را کنترل کرده و سعی کنند هنگام دعوا کمترین آسیب را به یکدیگر وارد کنند.»

دکتر "بهرام بیات " درباره اینکه مشاجرات زن و شوهر از چه زمانی و چگونه آغاز می‌شود، می‌گوید: « آمارهای رسمی نشان می‌دهند بخش قابل توجهی از ازدواج‌ها، سال‌های نخستین زندگی به طلاق ختم می‌شود. به عبارت دیگر اغلب مجادلات، بعد از ماه‌ها و سال‌های اول زندگی که دوره احساسی تمام شد؛ ?شروع می‌شود.

وی می‌افزاید: «حوزه بعدی مشکل ازدواج، مسائلی است که در فرآیند زندگی پیش می‌آید. در این زمینه مشکل از آنجایی آغاز می‌شود که به‌رغم بالا رفتن سطح سواد و آگاهی یا حتی سطح بلوغ جسمی و جنسی، ما با معضلی تحت عنوان بلوغ اجتماعی روبه‌رو هستیم. در گذشته، نسبت به دوره حاضر بلوغ جسمی و جنسی نوجوانان عقب‌تر بود، اما بلوغ اجتماعی آنها به دلیل حمایت و تربیت خانواده به طور قابل توجهی جلوتر بود. در نتیجه تمام این عوامل جوانان برای تشکیل خانواده در آینده آماده‌تر بودند.

دکتر بیات با اشاره به اینکه خانواده‌ها از روز اول تولد، فرزندشان را برای زندگی آینده آموزش می‌دادند اما امروزه دختران و پسران ما برای زندگی زناشویی و اجتماعی آموزش نمی‌بینند، اظهار داشت: ما آنها را برای این آموزش می‌دهیم که چگونه ماشین حافظه باشند و در زمینه‌های درسی و مهارت‌های مختلف نظیر رایانه یا زبان‌های خارجی، تجربه کسب کنند. چیزی که در این میان غایب است بحث آموزش زندگی خانوادگی است. همان‌طور که مشاهده می‌کنید در این میان یک شکاف ایجاد شده است  »

بهرام تقی‌پور، که به تازگی از همسرش جدا شده است، در پاسخ به خبرنگار طنین یاس در خصوص علل اصلی تقاضای طلاقش، می‌گوید: « هیچ وقت نتوانستیم با هم خوب صحبت کنیم، همه زندگی ما شده بود، " مشاجره" ، " عوا" و حتی " کتک‌کاری" این شرایط را نتوانستم بیش از دو سال تحمل کنم. همیشه حسرت زندگی دیگران داشتم، اصلا ما ادای عاشقان را در می‌آوردیم، فکر کنم در اون دوران به مرض " عاشق‌پنداری" مبتلا شده بودم! .»

به راستی با نشستن پای صحبت‌ها و درد و دل افرادی که خواهان طلاق هستند و یا چند صباحی از طلاقشان گذشته است، " عدم توانایی در گفت وگوی بدون مشاجره" یکی از دلایل عمده جدایی‌شان است" این عامل مهم که در ادبیات مشاوران خانواده تحت عنوان " عدم مهارت گفت وگو" یاد می‌‌شود به اندازه مهارت داشتن در آشپزی و نظافت، آرایش کردن و مهمانداری برای یک زن مهم است و برای مردان یک مهارت در کنار تمام مهارت‌هایی است که باید خارج از منزل برای کسب درآمد داشته باشند. اصلا مهارت در گفت وگو، نوعی مهارت در عشق‌ورزی را نیز به همراه دارد.

در بسیاری از کتاب‌های حوزه خانواده، سخنران‌های مشاوران خانواده و حتی با یک سرچ کوچک در موتور جست وجوی می‌توان روش‌های مختلفی برای کسب مهارت گفت وگو دید و آنها را به کار برد که در این گزارش به نُه نکته مهم برای داشتن یک گفت وگوی خارج از تنشج اشاره می‌کنیم:

  1. * وقتی مشاجره می‌کنید به دنبال این نباشید که حق با چه کسی است. اگر بخواهید همسرتان را مقصر جلوه دهید، راهی برای حل مشکل پیدا نخواهید کرد. ممکن است در ابتدا با مقصر جلوه دادن او خیالتان آسوده شود اما به طور اساسی به حل مشکل نپرداخته اید.
  2. *به دنبال سازش باشید و آن چه به نفع هر دوی شماست. هرگز تصور نکنید چیزی غیر از انصاف و برابری می‌تواند هر دوی شما را راضی کند. هر آن چه شما انجام می‌دهید باید دو طرفه و به مصلحت خانواده باشد.
  3. *متواضع باشید و سعی نکنید همسرتان را سرزنش کنید. اگر احساسات به خوبی ابراز شود هر یک از زوج‌ها که موضع خصمانه‌ای گرفته باشد، راحت‌تر با مشکل خود کنار خواهد آمد.
  4. *گاهی لازم است برای به توافق نرسیدن با هم توافق کنید! گاهی لازم نیست صد در صد موافق هم باشید. اگر بدون حصول نتیجه موضوع را کنار نگذارید، ممکن است دچار دردسرهای بعدی شوید. بنابر این در پایان یک بحث طولانی بگویید که به دیدگاه طرف مقابل احترام می گذارید.
  5. *همواره مباحث جدی را در خلوت مطرح کنید اگر بچه دارید یادتان باشد که طرح موضوعات اختلاف برانگیز درمقابل آن ها به حس بی اعتمادی و ناایمنی آن ها منجر می‌شود. بنابراین در خلوت و با صدایی آهسته با هم صحبت کنید.
  6. *قبل از تصمیم گیری برای حل یک مشکل مطمئن شوید که همه گزینه‌ها را مدنظر قرار داده اید. به نتیجه رساندن یک موضوع اختلاف برانگیز و پیدا کردن راه حلی که سریع و در عین حال نتیجه بخش باشد، به همکاری و همفکری نیاز دارد. اگر این کار را درست انجام دهید، می‌توانید اختلافات را در طول زمان کنار بگذارید.
  7. *برای قضاوت کردن عجله نکنید. ممکن است بلافاصله نتوانید راه حل مناسبی پیدا کنید بنابراین آرام بگیرید و سعی کنید بخوابید.
  8. *مطمئن باشید همیشه برای جلب رضایت هر دوی شما راه حلی وجود دارد. ازجملات و افعال منفی استفاده نکنید و سعی کنید خوش بین باشید.
  9. *ممکن است در ابتدا همه چیز را صد درصدی بخواهید اما در زندگی مشترک گذشت و ایثار گاهی به نتایج بسیار مطلوب تری می انجامد که در طول زمان حاصل می‌شود.

انتهای پیام/ ت

 


[ شنبه 94/5/31 ] [ 11:52 عصر ] [ منیره غلامی توکلی ] [ نظرات () ]

در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت(ع) و مهممانان خارجی فرمودند: "آمریکایی‌ها می‌خواهند از توافقی که هنوز نه در ایران و نه در امریکا تکلیفش و رد یا قبول شدنش معلوم نیست، وسیله‌ای برای نفوذ در ایران بسازند اما ما این راه را قاطعانه بسته‌ایم و با همه توان بالای خود، اجازه نفوذ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و یا حضور سیاسی در ایران را به آمریکایی‌ها نمی‌دهیم."  سخنان صریح روز دوشنبه رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل‌بیت (ع) و مهمانان خارجی موجب راه‌اندازی کمپین "ما هم اجازه نمی‌دهیم" شد .

اینم از قلمدون و اعلام حمایتش که توسط یک دوست ثبت شده :)

 

 

قلمدون و کمپین ما هم اجازه نمی دهیم



[ پنج شنبه 94/5/29 ] [ 10:2 عصر ] [ منیره غلامی توکلی ] [ نظرات () ]

 

به نام خدا

 

 

 کارگاه خبر نویبسی غیر حضوری

 

ادامه مطلب...

[ پنج شنبه 94/5/29 ] [ 2:11 عصر ] [ منیره غلامی توکلی ] [ نظرات () ]

 

"تغییر سبک زندگی،" همه کوتاهی‌ها برگردن این واژه است. واژه‌ای که خود مولود محصولات فن‌آوری و یا به قول جامعه شناسان و دغدغه‌مندان مسائل اجتماعی – فرهنگی، از نشانه‌های تهاجم فرهنگی است.

الگوهای سبک زندگی هر جامعه‌ای یا حتی کوچک تر از  آن هر خانواده‌ای ریشه ای قدمی دارد حال بیندیشیم که الگوها و سبک زندگی یک ملت چه قدمت و ریشه‌ای خواهد داشت و حال اگر جامعه را به سان یک درخت تنومند فرض کنیم اگر این ریشه آسیب ببیند یا اینکه در کارکردش دچار اختلال شود، برتنه ، شاخه و برگ و حتی ثمره آن چه تأثیر بدی خواهد داشت.

در جامعه امروز ایران، به سراغ هر پدیده ناخوشایندی اعم از فرهنگی، اجتماعی، هنری و حتی خانوادگی می‌رویم کلید واژه بسیاری از آنها همین جمله یعنی « تغییر سبک زندگی" است.

کم شدن گفت وگو بین زوج

 

ادامه مطلب...

[ چهارشنبه 94/5/28 ] [ 11:27 عصر ] [ منیره غلامی توکلی ] [ نظرات () ]

 

روایتی که برای شما نقل می‌کنم درباره اسیری  است که در نخستین ساعات اسارت؛  آزادی را در شهادت یافت و با دستان بسته به آسمان‌ها پر گشود.

روایت نوجوان 16 ساله که در لباس غواصی در عملیات کربلای 4 در جزیره ام الرصاص به شهادت رسید و پیکر مطهرش بعد 29 سال به روستای محل تولدش برگرشت.

شهید حسینعلی بالویی

صحتبم درباره حسینعلی بالویی فرزند اول از خانواده ای 5 نفره است. حسینعلی در 13 سالگی به جرگه سربازان امام خمینی(ره) در بسیج در آمد و به عنوان نوجوان بسیجی داوطلب در عملیات والفجر 8 و فتح فاو شرکت کرد و به درجه جانبازی نائل آمد . او در عملیات کربلای 4 در دی ماه سال 1365، شرکت کرد و بعد از 29 سال روایت 175غواص شهید را به تصویر کشید.

پیکر این شهدای عزیز بعد از این که بر دستان مردم شریف و قدرشناس پایتخت ایران اسلامی به زیباترین صورت ممکن تشییع شد، هر کدام مسافر دیار خود شدند و شهید حسینعلی در روز شهادت امام جعفرصادق، در بهشهر مازندران به آغوش خانواده برگشت و قبر خالی از پیکر پاکش اینبار صاحب خانه داشت.

در مراسم تشییع پیکر این شهید، پدر بزرگوار او کرامتی از قبر خالی فرزندش گفت که به نقل از یکی از دوستانم که برای شرکت در یادواره شهدای به یکی از روستاهای بهشهر رفته بود نقل می‌کنم.

شهید حسینعلی بالویی

سمیرا خطیب‌زاده که خود دستی بر قلم دارد برایمان تعریف کرد که پدر این شهید بزرگوار در جمع مردم گفت: « روزی بر سر مزار فرزندم – قبری خالی که به عنوان یادمان شهید بعد از قطعیت شهادت ایشان توسط خانواده ساخته شده بود. - در گلزار شهدای بهشهر رفته بودم. دیدم زن و شوهری بر سر مزار پسرم نشسته اند و به شدت گریه می کنند. رفتم نزدیک قبر و علت را جویا شدم. به آنها گفتم که این سنگ قبر پسر من است؛ اما در این قبر شهیدی نیست که شما اینقدر برایش گریه می کنید. پسر من مفقود الجسد است. در ضمن من اصلا شما را نمی‌شناسم. از سر و وضعشان هم معلوم بود که شمالی نبودند!.

خانمی که گریه می کرد در جواب من گفت:  فرزند مریضی دارم که از ناحیه دو پا فلج بود. دوا و درمان‌های ما نتیجه نداد و از سلامتی اش ناامید شدیم اما پسرم یک شب در خواب دید که جوانی به سراغش آمده است و به او می‌گوید که از جایش بلند شود. پسرم در پاسخ جوان می‌گوید که من فلج هستم و قادر بر راه رفتن نیستم. جواب می‌گوید برخیز تو شفا یافته‌ای من شهید بالویی از مازندران هستم. فرزندم از خواب بلند شد در حالی که شفا گرفته بود.

من تمام گلزار شهدای شهرهای مازندران را یک به یک رفتم و روی سنگ مزارها را خواندم. تا اینکه بالاخره در گلزار شهدای بهشهر( اینجا) این سنگ قبر را پیدا کردم. پدر شهید می‌گفت: نشستم و دوباره برایم مسلم شد که فرزندم زنده حقیقی است و براستی شهدا صاحب  حیاط طیبه اند دارند.»

شنیدن این روایت مرا به یاد این جمله از رهبر انقلاب انداخت که فرموده اند: « شهیدان امامزادگان عشقند» و از امامزادگان جز کرامت انتظاری نیست.

 


[ دوشنبه 94/5/26 ] [ 10:44 عصر ] [ منیره غلامی توکلی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سوگند به قلم و آنچه می نویسد «‌ن و القلم و ما یسطرون » کدامین قلم و کدامین سطرها می تواند مورد نظر پروردگار باشد!‌ پاسخ این سؤال سخت نیست اگر با کلام خدا مونس باشی آنجا که می فرماید: قلم وسیله تعلیم شماست « الذی علم بالقلم » . به صراحت می توان گفت که خدا بر دوات و قلمی سوگند می خورد که وسیله ای برای تعلیم بندگانش باشد و چه دواتی ماندگارتر و چه قلمی شیواتر از دوات و قلمی می توان یافت که سطر سطر نوشته هایش در مورد شهید و شهادت باشد؛ موجودی که در ذات مفاهیم متعالی تعلیم و تعلم نهفته است .
موضوعات وب



qalamdoon

امکانات وب


بازدید امروز: 338
بازدید دیروز: 307
کل بازدیدها: 855652