سفارش تبلیغ
صبا ویژن

http://qalamdoon.ParsiBlog.com
این وبلاگ به کمپین *من عاشق محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) * هستم، پیوست 
لینک دوستان
به مناسبت سالروز شهادت آیت اله سید اسداله مدنی

روحانی مبارزی که در نجف به جای امام خمینی (ره) نماز جماعت اقامه می کرد

 

شهید محراب سید اسداله مدنی

 

آیت اله مدنی، نخستین کسی بود که در نجف به ندای « هل من ناصر ینصرنی» امام خمینی(ره) لبیک گفت و با تعطیل کردن کلاس های خود در نجف و تشکیل مجالس سخنرانی در جهت افشای چهره پلید رژیم مزدور پهلوی گام برداشت.




سید اسداله مدنی در سال 1292 هجری شمسی در منطقه " آذرشهر" ( استان آذربایجان شرقی) بدنیا آمد. او در سن چهار سالگی از نعمت مادر محروم شد و در 16سالگی پدر خویش را از دست داد و با رنجی فراوان وارد دوران جوانی شد.

سید اسد اله، در آغاز جوانی برای کسب علم و کمال به شهر مقدس قم عزیمت کرد و با وجود مشکلات فراوان ناشی از فوت والدین و استبداد رضا خانی، با پشتکار بسیار به تحصیل علوم دینی پرداخت و در کنار تکمیل تحصیلات عالی خویش، تدریس در سطح گوناگون را نیز آغاز کرد و در زمانی کوتاه توانست از استادان معروف حوزه علمیه نجف شود.

آیت اله مدنی از مجاهدان غیوری بود که نخستین فعالیت سیاسی و اجتماعی خود را در ستیز با فرقه گمراه بهائیت قرار داد. به روایت تاریخ، رضاخان و عوامل استعمار برای سرکوب اسلام مخصوصا مکتب شیعه، زمینه فعالیت بهائیت و دیگر فرقه های ساختگی را  فراهم کردند تا جایی که در زمانی کوتاه سرمایه داران بهایی در آذربایجان به ویژه اطراف تبریز بعضی از کارخانه های برق را در دست گرفتند.

 آیت اله مدنی، پس از آگاهی از وضع موجود  با سخنرانی های افشاگرانه و تحریم برق تولیدی آن کارخانه ها و منع خرید و فروش با این فرقه گمراه، سرانجام شهر مذهبی آذرشهر را از لوث وجود این عوامل استعمارگران پاک کرد.

این سید و مجاهد بزرگوار، نخستین کسی بود که در نجف به ندای « هل من ناصر ینصرنی» امام  خمینی(ره) لبیک گفت و با تعطیل کردن کلاس های خود در نجف و تشکیل مجالس سخنرانی در جهت افشای چهره پلید رژیم مزدور پهلوی گام برداشت. از زمان تبعید حضرت امام خمینی(ره) به نجف، آیت اله مدنی همواره یار و یاور امام بود و در کنار مراد خود به مبارزه علیه ظلم و ستم ادامه می داد.

معروف است که هر موقع حضرت امام خمینی(ره) به علتی نمی توانست برای اقامه نماز جماعت حاضر شوند، آیت اله مدنی به جای امام به اقامه نماز جماعت می پرداخت.

از خصوصیات این وی، گریز از لذت های دنیوی بود که در تمام دوران عمرشان ادامه داشت، چنانچه در دورانی که امام خمینی(ره) در نجف بود و ایشان به عنوان نماینده امام به کشور باز می گشت، وجوه زیادی تحویل ایشان می شد؛ ولی آیت اله مدنی در خرج این وجوه دقت به خرج می داد که حتی به درخواست نزدیک ترین خویشاوندان خود ولو به صورت قرض، خودداری می کردند.

از خصوصیات دیگر آیت اله مدنی، تقوی و ورع ایشان بود. وقتی که به نماز می ایستاد، سراپا مجذوب جمال حق می شد و عاشقانه با محبوب سخن می گفت. داماد شهید مدنی می گوید: « نیمه های شب بود که متوجه شدم از باغ، صدای ناله می آید. بلند شدم نگاه کردم و دیدم شهید مدنی ، در فاصله 20 متری یا 30 متری دارد گریه می کند و می گوید: ( خدایا اگر به من نه بگویی! اگر تو مرا ترک کنی، کیست که مرا دریابد؟ مگر غیر از تو، ما کسی را داریم؟) این سخنان را می گفت: و اشک می ریخت. »

  آیت اله مدنی، معتقد بود اگر تقوا در انسان حکومت کند، وقتی فرد به خود و خدای خود بنگرد همه اش خجلت خواهد بود و دیگر " خود" ی نمی بیند. به جهت اینکه اگر انسان به مقام معنویت برسد، می فهد که هیچ چیز، مال خودش نیست؛ بلکه عنایتی از جانب خداوند است. » به خاطر این اعتقادات است که در راز و نیازهای شبانه اش فریاد می زد: « خدایا اگر مرا به خود واگذاری پس کیست که مرا دریابد؟» از این رو می گفت:« به ملازمت تقوا، خودبینی، کبر و غرور و صفات رذیله از ما زایل شده به آنجا می رسیم که بدانیم اگر چیزی داریم از پروردگار است. »

آیت اله خاتم یزدی که از یاران آیت اله مدنی در نجف بودند، درباره تقوی ایشان چنین اظهار نظر می کنند: « آیت اله مدنی معمولا با پای پیاده از نجف به کربلا می رفتند. این پیاده روی باعث می شد تا پای ایشان تاول بزند، با این وصف و حال ایشان نماز شبش را به مقداری که توان داشت ایستاده می خواند و اگر ایستادن مقدور نبود، می نشست و رکعت دوم را به حالت نشسته می خواند. ما در نجف هر روز شاهد بودیم که ایشان هر شب، سر ساعت معین به حرم مشرف می شد و زیارت جامعه می خواند. در ایام محرم، هفت شب را در نجف، زیارت عاشورا قرائت می کرد و در روز هفتم عازم کربلا می شد و در حرم امام حسین (ع) زیارت عاشورا می خواند.

آیت اله مدنی در دو موضوع نسبت در مورد خود سؤال داشت. چنانچه می گفت: به من می گویند: « سید اسداله » . آیا من واقعا از اولاد پیامبر هستم؟ و دیگر اینکه آیا من لیاقت آن را دارم که در راه خدا شهید بشوم یا نه؟

خودش نقل می کند: « روزی به حرم امام حسین (ع) رفتم و در آنجا با ناله و زاری از امام خواستم که جوابم را بدهد. پس از مدتی، یک شب امام حسین (ع) را در خواب دیدم که بالای سرم آمد و دستی به سرم کشید و این جمله را فرمود: " یابنی انت مقتول" « ای فرزندم تو کشته می شوی » که جواب هر دو سؤال من در آن بود. امام فرمود « فرزندم» یعنی من سید هستم و دیگر به من بشارت داد که شهید می شوم.»

سید بزرگوار و عالم عادل عالیقدر و معلم اخلاق و معنویات ، آیت اله عظیم الشأن، مرحوم سید اسداله مدنی رضوان الله علیه، آخرین نماز جمعه خویش را در 20 شهریور سال 1360 بر پا کرد و در نافله خود به دیدار یار شتافت.

ساعت سیزده و 45 دقیقه بود و خطیب جمعه، دو رکعت نماز جمعه را خواند و در جایگاه نماز به نافله ایستاد. در این هنگام، ناشناسی که حدود 20 ساله بود خود را به میان جمعیت به جلو رساند. او قصد داشت به آیت اله مدنی نزدیک شود. خواستند مانع راهش شوند، اما او اصرار داشت چون به او شک کردند، خواستند مانع او شوند اما او بازوی خطیب جمعه را گرفت و نافله او را قطع کرد. مردم دریافتند که او قصدی شیطانی دارد، خواستند تا او را به کناری کشند، ولی او ضامن نارنجک را کشید. انفجاری وحشتناک در محراب نماز جمعه رخ داد و خون آیتی وارسته از آیات حق، بر زمین محراب ریخت.

شهید محراب، آیت اله مدنی، همچون جد بزرگوارش در محراب عبادت بدست منافقی شقی به شهادت رسید. آری این چهره نورانی و اسلامی، عمری را تهذیب نفس و خدمت به اسلام و تربیت مسلمانان و مجاهده در راه حق علیه باطل گذراند . او از چهره های کم نظیری بود که به حد وافر از علم و عمل و تقوا و تعهد و زهد و خودسازی برخوردار بود.

آرامگاه سید بزرگوار، شهید آیت اله مدنی در جوار کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (س) در شهر قم است. همان طور که می دانیم خط سرخ شهادت خط آل محمد و علی علیه السلام است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریه طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است.

درود خداوند و سلام امت اسلامی بر این خط سرخ شهادت و رحمت بی پایان حق تعالی بر شهیدان این خط . در طول تاریخ و افتخار و سرافرازی بر فرزندان پرتوان پیروزی آفرین اسلام و شهدای راه آن و ننگ و نفرت و لعنت ابدی بر وابستگان و پیروان شیاطین شرق و غرب خصوصا شیطان بزرگ آمریکای جنایتکار.

منابع :

صدری مازندرانی، حسین. وصال عارفانه ( شرح حال علما و فرزانگان هنگام مرگ) . میراث ماندگار 1386

فجری، محمد مهدی. یتیمان سرافراز. زندگی چهل تن از عالمان دین 1385

صحیفه امام: جلد 15

انتهای پیام/ت

به قلم ناهید زندی پژوه


[ پنج شنبه 93/6/20 ] [ 10:43 صبح ] [ منیره غلامی توکلی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سوگند به قلم و آنچه می نویسد «‌ن و القلم و ما یسطرون » کدامین قلم و کدامین سطرها می تواند مورد نظر پروردگار باشد!‌ پاسخ این سؤال سخت نیست اگر با کلام خدا مونس باشی آنجا که می فرماید: قلم وسیله تعلیم شماست « الذی علم بالقلم » . به صراحت می توان گفت که خدا بر دوات و قلمی سوگند می خورد که وسیله ای برای تعلیم بندگانش باشد و چه دواتی ماندگارتر و چه قلمی شیواتر از دوات و قلمی می توان یافت که سطر سطر نوشته هایش در مورد شهید و شهادت باشد؛ موجودی که در ذات مفاهیم متعالی تعلیم و تعلم نهفته است .
موضوعات وب



qalamdoon

امکانات وب


بازدید امروز: 114
بازدید دیروز: 230
کل بازدیدها: 1383968